ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۹, چهارشنبه

اميدهاي اسکار



- بهترين فيلم:

شانس نخست: ماجراي غريب بنجامين باتن

ناکامان بزرگ: جاده‌ي روولوشنري ، شک، شواليه‌ي تاريکي ، گرن تورينو

شگفتي: کتاب‌خوان، ميلک



ماجراي غريب بنجامين باتن «سيان چافين، کاتلين کندي، فرانک مارشال»

روايت غريب «ديويد فينچر» از زندگي مردي که پير به دنيا مي‌آيد و با گذشت زمان به سوي جواني حرکت مي‌کند، بيش از هر فيلم ديگري در اين دوره شايسته‌ي بردن مجسمه‌ي اسکار است. فيلمي که با توجه دقيق به جزئيات و ظرايف اثر، مدت زماني قريب به يک قرن را مرور مي‌کند و هر دوره از اين تاريخ صد ساله را به ملموس‌ترين شکل ممکن نمايش مي‌دهد.

ميليونر زاغه‌نشين «کريستين کولسن»

نگاه خشن «دني بويل» به فقر و جنايت در کليه‌ي سطوح اجتماعي آن در قالب ملودرامي سرشار از رنگ و موسيقي بي‌‌ترديد يکي از شاخص‌ترين فيلم‌هاي سال 2008 محسوب مي‌شود. «بويل» در اين فيلم به تحليل چگونگي رشد کودکاني مي پردازد که زندگي خود را از زاغه‌هاي شهر پر تنش بمبئي آغاز مي‌کنند و به نوعي سرنوشت شان در گرو همان چيزي رقم مي‌خورد که در کودکي تجربه نموده‌اند. فيلم «دني بويل» پس از بردن چهار جايزه‌ي اصلي مراسم «گلدن گلوب» و نامزدي در سيزده رشته‌ي بافتا، اينک به موفقيت خود در اسکار نيز ادامه داده است، و با ده نامزدي، در انديشه‌ي درخششي دوباره است.

کتاب‌خوان «آنتوني مينگلا، سيدني پولاک، دانا گيگيولتي»

«کتاب‌خوان»، شايد بتواند با بردن اسکار بهترين فيلم سال، اندکي بر اندوه از دست رفتن «آنتوني مينگلا» و «سيدني پولاک» که هر دو از دست‌اندرکاران فيلم بودند و در خلال ساخت آن از دنيا رفتند، مرهم بنهد. ملودرام «دالدري» که روايتي از عشق ميان يک زن ميانسال و پسري نوجوان در خلال جنگ جهاني دوم را ارايه مي‌دهد، تصوير غم‌انگيزي از چگونگي مواجهه‌ي نسل‌ها با کشتار و جنايات ديگران است. اين فيلم مي‌تواند به پديده‌ي اسکار امسال بدل شود.

فراست/ نيکسون «ران هاوارد، برايان گيزر، اريک فلنر»

روايت زيباي ران هاوارد از يکي از مهم‌ترين رويدادهاي سياسي قرن گذشته، به قطع يقين در زمره مهم‌ترين فيلم‌هاي سال 2007 محسوب مي‌شود. رسوايي نيکسون در جريان ماجراي «واترگيت» و مصاحبه‌ي او با «فراست»، شومن مطرح تلويزيون، پس از سه سال، اثري پر تنش و هيجان را از اين مناظره‌ي تاريخي پديد آورده که نه تنها شايسته‌ي نامزدي اسکار بلکه مستحق بردن جايزه نيز هست.

ميلک «بروس چوئن، دن چينز»

نمايش بي عيب و نقص گاس ون سنت از ماجراي زندگي نخستين مرد هم‌جنس‌گرايي که ضمن پافشاري بر تمايلات جنسي خود پا به مقوله ي سياست نهاد و در گيرو دار طرفداران و مخالفينش دست آخر قرباني ترور شد. روايت سر راست و عاري از پيچيدگي ون سنت از زندگي هاروي ميلک، ممکن است بخت چنداني براي تصاحب اسکار بهترين فيلم نداشته باشد، اما قطعن شايستگي حضور در ميان پنج نامزد نهايي اسکار را دارد.


- بهترين کارگرداني:

شانس نخست: ديويد فينچر «ماجراي غريب بنجامين باتن»

ناکامان بزرگ: سام مندز «جاده‌ي روولوشنري»، کريستوفر نولان «شواليه‌ي تاريکي» ، جان پاتريک شانلي«شک» ، باز لورمان«استراليا» ، دارن آرنوفسکي «کشتي‌گير» ، کلينت ايستوود «گرن تورينو» ، برايان سينگر «والکري» ، استيون سودربرگ « چه»

شگفتي: گاس ون سنت «ميلک»

ديويد فينچر «ماجراي غريب بنجامين باتن» نخستين نامزدي اسکار براي اين فيلمساز شايسته شايد قدري دير رقم خورد. به زعم بسياري از منتقدين «فينچر» شايسته‌ي اين بوده که حداقل يک‌بار براي فيلم تحسن‌برانگيزش، «باشگاه مبارزه»، به نامزدي اسکار برسد. با اين حال ظاهرن تقدير بر اين بوده که «ديويد فينچر» در نخستين نامزدي اسکارش، قدرتمندتر از هر شخص ديگري ظاهر شود طوري که تقريبن جاي هيچ شبهه‌اي را در صورت بردن مجسمه‌ي طلايي براي هيچ‌کس باقي نگذارد.

استفن دالدري «کتاب‌خوان» شش سال پيش، اين کارگردان با استعداد اما کم‌کار، براي فيلم پيچيده‌ي «ساعت‌ها» نامزد اسکار شد، اما افسوس که در جمع نامزدهاي آن سال افرادي چون «رومن پولانسکي» و «مارتين اسکورسيزي» وجود داشتند که نام «دالدري» را کاملن تحت تاثير خود قرار داده بود. اکنون اين کارگردان انگليسي با ساختن فيلمي که ابتدا قرار بوده «آنتوني مينگلا» فقيد آن را بسازد، خود را به عنوان يک مدعي سرسخت براي بردن اسکار معرفي کرده است، گرچه از شانس کمتري در مقابل «بويل»، «فينچر» و «هاوارد» برخوردار است.

دني بويل «ميليونر زاغه‌نشين» کارگردان نوانديش و صاحب‌سبک فيلم‌هاي «28 روز بعد»، «سان‌شاين» و «ميليون‌ها» امسال با تصوير نمايشي پر رنگ و لعاب اما تلخ، از زاغه‌هاي بمبئي همگان را به تحسين خود وا داشته است. بويل پس از موفقيت همه جانبه در مراسم گلدن گلاب و درخشش فيلمش در جوايز بافتا، بيش از پيش اميدوار است تا به توفيق در اسکار برسد، هر چند که رقيب جدي و سرسختي به نام ديويد فينچر را کنار خود مي‌بيند.

گاس ون سنت «ميلک» دردانه‌ي فستيوال کن، اينک بار ديگر پس از «ويل هانتيگ نابغه»، مورد توجه اعضاي آکادمي اسکار قرار گرفته و براي دومين بار نامزد دريافت اين جايزه ي مهم سينمايي شده است. «ون سنت» که تقريبن هر فيلمش به بخش مسابقه‌ي فستيوال کن، که خيلي‌ها ارزش آن را از اسکار نيز بالاتر مي‌دانند، رسيده است، کار دشواري در رقابت با ساير رقبا براي تصاحب اسکار پيش رو دارد.

ران هاوارد «فراست/نيکسون» هاوارد تنها فيلمسازي از ميان جمع حاضر در نامزدهاي اسکار بهترين کارگرداني امسال است که پيش تر براي فيلم «يک ذهن زيبا» دو بار طعم اين جايزه را چشيده است. روايت «هاوارد» از مناظره‌ي تلويزيوني «فراست» و «نيکسون» گرچه پر شور و حرارت است، اما بخت چنداني براي بردن اسکار کارگرداني در برابر «بويل» و «فينچر» ندارد.

- بهترين بازيگر نقش اول مرد:

شانس نخست: ميکي رورک «کشتي‌گير»

ناکامان بزرگ: کلينت ايستوود «گرن تورينو» ، لئوناردو دي‌کاپريو «جاده‌ي روولوشنري» ، داستين هافمن «آخرين شانس هاروي» ، کالين فارل «در بروژ» ، بنيسيو دل‌تورو « چه»

شگفتي: ريچارد جنکينز «ناظر»

براد پيت «ماجراي غريب بنجامين باتن» دومين نامزدي اسکار براي «براد پيت» پس از فيلم «دوازده ميمون»، مي‌تواند اين بازيگر خوش‌چهره و با استعداد را حتا به جايزه‌ي اسکار نيز برساند.«پيت» به خوبي توانسته تا دگرگوني جسمي و روحي مردي را که از پيري به سمت جواني حرکت مي‌کند نشان دهد و با هنر خود کمک شاياني نيز به موفقيت فيلم نمايد.

فرانک لانگلا «فراست/نيکسون» بازيگر کهنه‌کار فيلم‌هايي چون «تفنگ خدا»، «بادکنک جادويي» و سريال «شرلوک هولمز»، اينک در آستانه‌ي هفتاد و يک سالگي، با ايفاي بي‌کم و کاست نقش «ريچارد نيکسون» در درام پرهيجان «فراست/نيکسون» خود را در يک قدمي لمس جايزه‌ي اسکار مي‌بيند، اما افسوس که اين پير کهنه‌کار رقيبان سرسختي را در کنارش دارد که شايد مجالي براي لقاي اسکار به او ندهند. با اين حال «لانگلا»مي‌تواند با توجه به سنت اسکار در اهداي هر چند وقت يک‌بار جايزه به سالخوردگان سينما، همچنان اميدوار باقي بماند.

شون پن «ميلک» پنجمين نامزدي اسکار براي «شون پن» مي‌تواند منجر به بردن دومين اسکارش شود. تصوير صريح و به دور از اغراقي که اين بازيگر توانا از شخصيت «هاروي ميلک» ارايه مي‌دهد بدون شک نه تنها چيزي کم از بازي او در نقش «جيمي مارکوم» در «رودخانه‌ي مرموز» که چهار سال پيش براي آن جايزه‌ي اسکار برد، ندارد بلکه داراي بعد وسيع‌تري از لحاظ تحليل شخصيت نيز هست.

ميکي رورک «کشتي‌گير» پس از سال‌ها افول و در حاشيه بودن، بار ديگر «ميکي رورک» خود را به سطح اول بازيگري در سينما رسانده است. نمايش بي عيب و نقص رورک از زندگي کشتي‌گيري که پس از دوره‌اي بحراني بار ديگر به اوج باز مي‌گردد، بي‌شباهت به زندگي حرفه‌اي خود او نيز نيست و شايد به همين دليل باشد که او توانسته تا تغييرات روحي و جسمي چنين کاراکتري را به خوبي القا نمايد. «رورک» پس از بردن جايزه‌ي «گلدن گلوب» بهترين بازيگر نقش اول مرد، بدون شک مستحق‌ترين فرد براي تصاحب اسکار است.

ريچارد جنکينز «بازبين» هيچ‌کس فکرش را نمي‌کرد که نام «ريچارد جنکينز» را به جاي نام بزرگاني چون «کلينت ايستوود» و يا «لئوناردو دي‌کاپريو»، در فهرست نهايي نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد ببيند. اما اين بازيگر شصت و دوساله ساله با ايفاي نقش پروفسوري سالخورده که دل به بيوه‌ي تازه طلاق گرفته‌اي در ملودرام «بازبين» مي‌بندد، عملن غيرممکن را ممکن ساخت و نام خود را با اقتدار در ميان نامزدهاي اسکار حک کرد. «جنکينز» اگرچه شانس چنداني براي تصاحب مجسمه ي طلايي ندارد، اما مي‌تواند با همان دلخوشي «فرانک لانگلا» خود را تا روز برگزاري مراسم اميدوار باقي نگه دارد.

- بهترين بازيگر نقش اول زن:

شانس نخست: کيت وينسلت «کتاب‌خوان»

ناکامان بزرگ: کيت وينسلت«جاده‌ي روولوشنري» ، نيکول کيدمن «استراليا» ، سالي هاوکينز «الکي خوش» ، کريستين اسکات توماس «مدت زيادي‌ست که دوستت دارم» ، اما تامسون «آخرين شانس هاروي» ، کيت بلانشت «ماجراي غريب بنجامين باتن» ، کيت بکينسل «فرشتگان برفي»

شگفتي: مليسا لئو «رودخانه‌ي يخ‌زده»


کيت وينسلت «کتاب‌خوان» بدون هيچ‌گونه اغراقي امسال را بايد سال «کيت وينسلت» ناميد. حضور مؤثر اين بازيگر توانا و با استعداد در دو ملودرام «کتاب‌خوان» و «جاده‌ي روولوشنري» علاوه بر اين که دو جايزه‌ي «گلدن گلوب» را براي او به ارمغان آورد، اينک او را براي ششمين بار نامزد دريافت جايزه‌ي اسکار کرده است. «وينسلت» که از پنج نامزدي گذشته توفيقي بدست نياورده، بيش از پيش اميدوار است تا اولين اسکارش را به خانه ببرد. هر چند که انتظار مي‌رفت او براي ايفاي نقش«آپريل ويلر» در «جاده‌ي روولوشنري» نامزد اسکار شود، اما ظاهرن بازي او در « کتاب‌خوان» بيش تر به مذاق داوران اسکار خوش آمده است.

مريل استريپ «شک» مريل استريپ تمام‌نشدني است. سي سال حضور قدرتمندانه در سطح اول سينما، پانزده بار نامزدي اسکار که از ميان آن ها دو جايزه نصيبش شده، درخشش بي‌وقفه در فستيوال‌ها و آکادمي‌هاي سينمايي، همه و همه گوياي اين مطلب است و اينک اين سيندرلاي قديمي سينما در آستانه‌ي شصت سالگي با ايفاي حيرت‌برانگيز نقش يک راهبه، اميدوار است تا به صف اندک برندگان سه جايزه‌ي اسکار بپيوندد.

آن هاتاوي «ريچل ازدواج مي‌کند» «آن هاتاوي» بدون ترديد بايد علاوه بر استعداد و تلاش خودش، موفقيت خود در عرصه‌ي سينما را به نوعي مديون «مريل استريپ» بداند. شايد اگر نقش او در کمدي-درام «شيطان پردا مي‌پوشد» در کنار بازيگر ديگري به غير از «استريپ» رقم مي‌خورد، اينک به افتخار نامزدي در اسکار نمي‌رسيد. «هاتاوي» بازيگر خوش قريحه و زيبارويي‌ست که اين نامزدي مي‌تواند سرآغازي از ورود به دوره‌ي جديدي برايش محسوب شود.

آنجلينا جولي«معاوضه» دختر جنجالي و پرحاشيه‌ي هاليوود، پس از نزديک به ده سال افول و بازي در نقش‌هاي پيش پا افتاده، به مرز پختگي رسيده است. سال گذشته حضور او در «يک قلب قدرتمند» ما را بار ديگر به ياد آنجليناي اواخر دهه‌‌ي نود انداخت و اينک تماشاي نقش مادر مستاصل و درمانده‌اي که فرزنذش را گم کرده در تريلر «معاوضه» چهره‌اي متفاوت از «جولي» را عرضه مي‌کند که مي‌تواند يک اسکار ديگر پس از «دختر از هم گسيخته» برايش به ارمغان آورد.

مليسا لئو «رودخانه‌ي يخ‌زده» مليسا لئو همان زني است که در تريلر پر سر و صداي «21 گرم» او را در نقش همسر «بنيسيو دل‌تورو» ديدم و بازي حيرت‌انگيزش در آن سال، ناجوانمردانه از ديد اعضاي آکادمي اسکار دور ماند. اين بازيگر چهل و نه ساله امسال با ايفاي نقش« رِي ادي» در درام «رودخانه‌ي يخ‌زده» بالاخره توانايي‌هايش را به رخ داوران اسکار کشاند و آن ها را وادار کرد که در ميان شمار زيادي از اسامي بزرگ، نام او را به عنوان يکي نامزد بهترين بازيگر نقش اول زن معرفي کنند.

- بهترين بازيگر نقش مکمل مرد:

شانس نخست: هيث لجر «شواليه‌ي تاريکي»

ناکامان بزرگ: تام کروز «تندر استوايي» ، جان مالکوويچ «پس از خواندن بسوزانيد» ، دنيس هاپر «خوابگردي» ، خاوير باردم «ويکي کريستينا بارسلونا» ، جان مالکوويچ «معاوضه» ، آئورن اکهارت «شواليه‌ي تاريکي»

شگفتي: مايکل شانون «جاده‌ي روولوشنري»

هيث لجر «شواليه‌ي تاريکي» افسوس که اين بازيگر جوان و با استعداد ديگر در ميان ما نيست و نمي‌توانيم پس از اين از بازي گيرا و چشم‌نواز او در سينما لذت ببريم. «لجر» که سه سال پيش براي «کوهستان بروکبک» نامزد اسکار شده بود، اين‌بار در «شواليه‌ي تاريکي» به واقع تصويري مهيب و ترسناک از يکي از خبيث‌ترين بدمن‌هاي تاريخ سينما ارايه مي‌دهد. اگر «لجر» براي بازي در نقش «ژوکر» جايزه‌ي اسکار بگيرد به هيچ عنوان نبايد آن را به حساب ترحم اسکار در پي از دست رفتنش دانست.

جاش برولين «ميلک» جاش برولين پس از بازي در تريلر انتزاعي برادران کوئن، «سرزميني براي پيرمردها نيست»، به نوعي تولد دوباره‌اي يافت و اينک با ايفاي نقش «دن وايت» در درام «ميلک» خود را موفق‌تر از گذشته مي‌بيند. او با اين که شانس چنداني براي بردن اسکار ندارد، اما مي‌تواند به حوادثي که سال گذشته «تيلدا سوئينتون» را به اسکار رساند، اميدوار بماند.

رابرت داوني جونيور«تندر استوايي» هجويه‌ي «بن استيلر» از جنگ ويتنام و تبليغات رسانه‌اي پيرامون آن، بيش از آن که خود در معرض ديد قرار بگيرد، نام دو بازيگر نقش مکملش، «تام کروز» و «رابرت دواني جونيور» را برجسته ساخت. ايفاي نقش‌هاي متفاوت از اين‌دو بازيگر توانا آن ها را نامزد «گلدن گلوب» نمود و اينک «داوني جونيور» را به کانديتاتوري اسکار رسانده‌ است. گرچه از ديد نگارنده استحقاق «تام کروز» براي چنين افتخاري بيش از «داوني جونيور» بود.

فيليپ سيمور هافمن «شک» به نظر مي‌رسد که «فيليپ سيمور هافمن» قصد دارد تا رکورد «جک نيکلسون» را در نامزدي براي اسکار بشکند. چراکه در اين چند سال اخير هرچه بازي از اين هنرپيشه‌ي توانا ديده‌ايم به نوعي شاه‌نقش تبديل شده‌اند، به طوري که هريک از آن‌ها شايسته‌ي بردن يک جايزه‌ي اسکار است. «سيمورهافمن» اين‌بار با ايفاي نقش يک کشيش در درام «شک» اميد زيادي به بردن دومين اسکار خود دارد.

مايکل شانون «جاده‌ي روولوشنري» در اين که بازي «مايکل شانون» در ملودرام «جاده‌ي روولوشنري» فوق‌العاده بوده، ترديدي نيست. اما از سويي بايد اين نکته را نيز اذعان کرد که اگر نام ديگري به جاي «شانون» در فهرست نامزدها مي‌آمد کسي افسوس نمي‌خورد. «شانون» از حداقل شانس در ميان جمع نامزدهاي بهترين بازيگر مرد مکمل براي تصاحب اسکار برخوردار است، با اين حال او بايد از اين که تا اين مرحله هم بالا آمده به خود ببالد.

- بهترين بازيگر نقش مکمل زن:

شانس نخست: مريسا تومي «کشتي‌گير»

ناکامان بزرگ: فرانسيس مک‌دورمند «پس از خواندن بسوزانيد» ، فريدا پينتو «ميليونر زاغه‌نشين» ، چارليز ترون «خوابگردي» ، ربه‌کا هال «ويکي کريستينا بارسلونا»

شگفتي: ندارد.

پنه‌لوپه کروز «ويکي کريستينا بارسلونا» بازيگر مورد علاقه‌ي «پدرو آلمودوار» پس از درخشش در فيلم «بازگشت» او که نامزدي اسکار را نيز نصيبش کرد، بار ديگر با اتکا به لهجه‌ي زيباي اسپانيولي خود و بازي در نقش زني پيچيده و عجيب در کمدي عشقي «ويکي کريستينا بارسلونا» به موفقيتي ديگر در سينما رسيده و براي دومين بار نامزد جايزه‌ي اسکار شده است. بردن جايزه براي «کروز» اين‌بار دور از دسترس نيست، هرچند که اين احتمال براي نقشش در «بازگشت» بيشتر مي‌رفت.

امي آدامز «شک» امي آدامز پس از نامزدي غيرمنتظره‌اش در کمدي فانتزي «جون‌باگ» در سال 2005، بار ديگر با ايفاي نقشي متفاوت در درام «شک» بعدي تازه به کارنامه‌ي هنري‌اش بخشيده و با نامزدي دوباره براي اسکار ثابت نموده که توانايي ارايه‌ي بازي موثر در هر نوع گونه‌ي سينمايي را دارد. «آدامز» مي‌تواند اميدوار باشد که در رقابت تنگانگ نامزدهاي بهترين بازيگر نقش مکمل زن عاقبت جايزه از آن او شود.

ويولا ديويس «شک» سياه‌پوست حاضر در ميان نامزدهاي اسکار بازيگري امسال شانس بالايي براي بردن جايزه دارد. «ويولا ديويس» که تا پيش از «شک» در فيلم چندان مهمي ايفاي نقش نکرده، با درخششي که در ايفاي نقش خانم «ميلر» در درام «جان پاتريک شانلي» از خود نشان داده بسيار اميدوار به تصاحب جايزه است.

مريسا تومي «کشتي‌گير» مريسا تومي بازيگري را از سال 1984 و با بازي در فيلم «بچه‌ي فلامينگو» آغاز کرد و در مدت کوتاهي توانست به يکي از چهره‌هاي مطرح هاليوود تبديل شود و در حالي که کمتر از يک دهه از فعاليت حرفه‌اي‌اش مي‌گذشت با بازي در فيلم «پسرعمويم، ويني» موفق به دريافت جايزه‌ي اسکار شد. پس از اين فيلم «تومي» روند روبه رشد خود را ادامه داد و بار ديگر براي فيلم «در اتاق‌خواب» نامزد جايزه‌ي اسکار شد. سال گذشته بازي زيباي او در تريلر «پيش از آن که شيطان بفهمد، مردي» از چشم داوران دور ماند، اما امسال با حضور در فيلم «کشتي‌گير» براي بار سوم نام خود را در جمع نامزدهاي اسکار مي‌بيند و بيش از ساير نامزدها اميدوار به بردن جايزه است.

تاراجي پي. هنسون «ماجراي غريب بنجامين باتن» کمتر کسي فکر مي‌کرد که نام «تاراجي پي. هنسون» در ميان نامزدهاي اسکار امسال قرار گيرد، اما اين هنرپيشه‌ي سريال‌هاي تلويزيوني، با اجرايي تاثير گذار در پروژه‌ي پر سر و صداي «ماجراي غريب بنجامين باتن» خود را در مرحله‌ي تازه‌اي از دوران حرفه‌اي اش مي‌بيند. هرچند که اميد چنداني به تصاحب اسکار ندارد.

آرش حميدي

هیچ نظری موجود نیست: