ه‍.ش. ۱۳۸۷ شهریور ۲۷, چهارشنبه

"نامه بی جواب" ، شعری زیبا از مریم حیدر زاده


سلام بهونه ی قشنگ من براي زندگي..... آره بازم منم همون بهونه هميشگي

فداي مهربونيات چه ميکني با سرنوشت..... دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت

حال منو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه..... جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه

ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه..... از غصه هام هرچي بگم جون خودت بازم کمه

ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون..... فرياد زدم يا تو بيا يا منو پيشت برسون

فداي تو نمي دوني بي تو چه دردي کشيدم..... حقيقتو واست بگم به آخر خط رسيدم

رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي..... قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي

نمي دوني چقدر دلم تنگه براي ديدنت..... براي مهربونيات ، نوازشات ، بوسيدنت

به خاطرت مونده يکي هميشه چشم به راهته ؟..... يه قلب تنها و کبود هلاک يک نگاهته ؟

من ميدونم همين روزا عشق من از يادت ميره..... بعدش خبر ميدن بيا که داره دوستت مي ميره

روزات بلنده يا کوتاه دوست شدي اونجا با کسي؟..... بيشتر از اين منو نذار تو غصه و دلواپسي

يه وقت منو گم مي کني تو دود اين شهر غريب..... يه سرزمين غربته با صدتا نيرنگ و فريب

فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نکنه..... غم غريبي عزيزم زرد و شکستت نکنه

چادر شب لطيفت تو از روت شبا پس نزني.... تنگ بلور آب تو يه وقت نا غافل نشکني

اگه واست زحمتي نيست بر سر عهدمون بمون..... منم تو رو سپردمت دست خدايه مهربون

راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم..... رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم

از وقتي رفتي آسمونمون پر کبوتره..... زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره

غصه نخور تا تو بياي حال منم اينجوريه..... سرفه هاي مکررم ماله هواي دوريه

گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه..... مثه يه بچه که باره اوله ميره مدرسه

تو از خودت برام بگو، بدونه من خوش ميگذره؟..... دلت مخواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره ؟

از وقتي رفتي تو چشام فقط شده کاسه خون..... همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون

يادت مياد گريه هامو ريختم کناره پنجره؟..... داد کشيدم ترو خدا نامه بده يادت نره

يادت مياد خنديدي و گفتي حالا بذار برم..... تو رفتي و من تا حالا کناره در منتظرم

امروز ديدم ديگه داري منو فراموش مي کني..... فانوسه آرزوهامونو داري خاموش مي کني

گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست..... با اين که من خوب مي دونم جواب نامه با خداست

عکساي نازنين تو با چند تا گل کنارمه..... يه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دليل زندگي با يه غمي دوستت دارم..... داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي ميارم

وقتي تو نيستي چه کنم با اين دل بهونه گير؟..... مگه نگفتم چشمات و از چشم من هيچوقت نگير؟

حرف من و به دل نگير همش ماله غريبيه..... تو رفتي من غريب شدم چه دنيايه عجيبيه

زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه..... ديوار خونمون پر از سايه غصه و غمه

تحملي که تو دادي ديگه داره تموم ميشه..... مگه نگفتي همه جا مال مني تا هميشه؟

دلم واست شور ميزنه اين دل و بي خبر نذار..... تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار

فکر نکني از راه دور دارم سفارش ميکنم..... به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميکنم

اگه بخوام برات بگم شايد بشه صدتا کتاب..... که هر صفحش قصه چندتا درده و چندتا عذاب

مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات کنن..... نورشونو بدرقه پاکي خنده هات کنن

يه شب تو پاييز که غمت سر به سر دل مي ذاره..... مريم همون کسي که بيشتر از همه دوست داره
"شعر از مريم حيدرزاده"

هیچ نظری موجود نیست: