۱۳۸۷ اسفند ۲۷, سه‌شنبه

شب چارشنبه سوری پریدن از روی اتیش یادتون نره !

تاجر روس، سمند LX با بدنه طلا خريد !



تصادف خاور حامل سمند LX، انتقال پنهاني اتومبيل 950 ميليون توماني به آن سوي درياي خزر را فاش كرد.

به گزارش «شفاف» اين سمند LX استثنايي كه بدنه آن روكش طلا است، قرار بود بدون سر و صدا و جنجال خبري از طريق بندر انزلي به روسيه فرستاده شود، اما انتشار عكس‌ها و تصاوير بلوتوثي، برنامه‌ها و تدابير امنيتي صاحبانش را بر هم زد.

بنابراین گزارش صبح روز پنج‌شنبه 16 اسفندماه، به دنبال آسيب‌ديدگي شديد خاور حامل محموله در تصادف با يك وانت نيسان در جنوب تهران، سمند طلايي قدم بر تهران گذاشت و مجبور شد تا براي چند ساعت در پايتخت گشت بزند.

اين سمند طلايي كه توسط دو شريك طلاكار و در اصفهان تيونينگ شده، از سوي هيچ‌يك از شركت‌هاي بيمه كشور تحت پوشش قرار نگرفته و انتقال آن از اصفهان تا تهران و سپس بندر انزلي، با مشكلات و دردسرهاي بسياري همراه بوده است.

با توجه به اين كه اين محموله حدود 1 ميليون دلار (950 ميليون تومان) مي‌بايست پيش از آغاز تعطيلات نوروزي به گمرك تحويل مي‌شد، پس از يك روز اقامت در تهران، اكنون روي آب و در راه بندر آستاراخان روسيه است.

به گزارش «شفاف» و به نقل از نشریه دنیای خودرو، «فرزاد فخرالدين»، يكي از صاحبان سمند طلايي در گفت‌گو با يك نشريه خودرویی ایران، درباره جزئيات اين محموله توضيح داده است :

تصادف خاور، چطور اتفاق افتاد؟

بي‌احتياطي راننده وانت نيسان باعث آن حادثه شد. كاري هم از كسي ساخته نبود. او بدون زدن راهنما، ناگهان تصميم گرفت داخل خروجي اتوبان بپيچد.

سمند طلايي در اين تصاف آسيبي ديد؟

خوشبختانه چون اطراف آن را با حجم زيادي از فيبر فشرده پر كرده بوديم، اتفاقي نيفتاد. اما خاور ديگر قادر به حركت نبود. سمند را از پشت آن خارج كرديم و به دنبال يك خاور جديد و سالم گشتيم.

ايده اتومبيل طلايي از كجا آمد؟

در اخبار تلويزيون و اينترنت، اتومبيل‌هايي مانند پورشه 911 و مرسدس طلايي را ديده بوديم. چند ماه قبل فكر كرديم كه ما هم خودرو داريم و هم طلا. پس چرا خودمان يك اتومبيل طلايي نداشته باشيم.تمام بدنه اين سمند از طلا است؟خير. فقط روي قاب كاپوت، صندوق عقب، درها و گلگيرها كار كرديم و به سقف و ستون‌ها و همچنين جز آينه‌ها به اجزاي لاستيكي مانند سپرها دست نزديم.

چرا؟ فرصت‌تان كم بود؟

ما محدوديت زماني نداشتيم. اما در هر حال چون از مسايل فني و اتومبيل‌ساطزي اطلاع نداريم، نمي‌توانستيم با تغيير نصب سپرهايي از جنسي ديگر، ايمني خودرو را با خطر مواجه كنيم. به همين علت بود كه سمند با رنگ نوك‌مدادي را انتخاب كرديم تا تناسب آن با رنگ طلا، كافي نباشد.

ابتدا سفارش گرفتيد، يا بعد از اتمام كار به دنبال مشتري گشتيد؟

تقريبا هر دو! به ما گفتند اگر اتومبيل طلايي بسازيد، آن را مي‌خريم.

چرا سمند؟

براي اين كه ايراني است و همه آن را مي‌شناسند.

مشتري آن هم ايراني است؟

خير. سمند از چد سال قبل به روسيه صادر مي‌شود و الان خريدار سمند طلايي هم يك فرد روس است كه قرار نيست با اتومبيل طلايي‌اش در شهر گشت بزند. آن را براي كلكسيون خودش مي‌خواهد. اما با اين حال به سپرها دست نزديم.همه ايراني‌ها از پيكان خاطره‌هاي زيادي دارند.

مي‌توانستيد اين طرح را روي اين خودرو پياده كنيد. نظرتان چيست؟

تصميم گروه، اين بود كه روي LX كار كنيم و كسي هم مخالفتي نداشت. در هر حال، خودرو ملي است و همه آن را مي‌شناسند.

چه مقدار از مبلغ توافق شده را از مشتري دريافت كرده‌ايد؟

هنوز پرداختي صورت نگرفته. بايد صبر كنيم تا محموله ابتدا به آنجا برسد، بعد رابط ما ترتيب باقي امور را مي‌دهد.

سود حاصل از معامله نسبت به هزينه‌ها و وقت صرف شده براي LX طلايي، برايتان به صرفه خواهد بود؟

بخشي از جلو داشبورد اين اتومبيل، خاتم‌كاري شده و هنوز به هنرمندي كه اين كار را انجام داد، بدهكار هستيم. اما بعد از پايان معامله و رسيدن پول، با او تسويه‌حساب مي‌كنيم و سود خودمان را هم برمي‌داريم.

غير از اين موارد، چه كارهاي ديگري روي خودرو انجام داده ايد؟

من هميشه پيش خودم فكر مي‌كردم، خودرويي مانند سمند كه نشانگر مليت ما در صنعت است، بايد داراي بخشي از نمادهاي فرهنگي‌مان باشد. براي همين هم در تزئينات داخلي به ‌خاتم‌كاري پرداختيم و حتي تنها به اين مورد بسنده نكرديم. مثلا در كف خودرو هم از فرش زيبايي استفاده كرديم.

كارهاي شما فقط در تزئينات داخلي بوده؟

خير. موتور خودرو را هم تقويت كرديم. پلت‌فرم سمند، همان پلت‌فرم پژو 405 است. يعني اتاق 4 پژو براي همين موتور پژو 407 و گيربكس‌اش را مي‌توان روي خودرو سمند نصب كرد. ما همين كار را كرديم.

شما كه گفتيد از مسايل فني خودرو، سر رشته نداريد. چطور پلت‌فرم را عوض كرديد؟

خيلي اتفاقي بود. هنگامي كه درگير طلاپوش كردن بدنه خودرو بوديم، با يك توريست فرانسوي آشنا شديم كه براي گردش به اصفهان آمده بود. با او هم‌كلام شديم و او هم گفت يكي از مهندسان قسمت موتور كمپاني پژو است و مي‌تواند به ما كمك كند تا كارهاي بهتري انجام دهيم. البته پول زيادي هم به خاطر اين كار از ما گرفت.

چرا با رسانه‌ها صحبت نكرديد؟

از ابتدا چنين قراري نداشتيم. حضورمان در تهران، گذري بود. قصد شلوغ كردن قضيه را هم نداشتيم. مسوول تيم اسكورت هم مخالف بود.

فكر نمي‌كنيد كه جنجال رسانه‌اي براي چنين خودرويي، مي‌توانست جالب باشد؟

نه! فقط امنيت محموله را به خطر مي‌انداخت. ما كلي تلاش كرديم تا كسي متوجه چيزي نشود.

پس چطور در خيابان‌هاي تهران، آزادانه گشت زديد؟

ما اين كار را نكرديم.

اما عكس‌هايي كه ما در اختيار داريم، نشان مي‌دهد در تهران چرخيده‌ايد. اين را هم تكذيب مي‌كنيد؟

ما فقط به خيابان عباس‌آباد رفتيم تا با چند نفر از نمايشگاه‌دارهاي آنجا صحبت كنيم. خلاف كه نكرد‌ايم!

ريسك بزرگي نبود؟

تيم حفاظت اطراف ما بودند و نگراني زيادي نداشتيم.

فكر نمي‌كنيد بهتر بود اين اتومبيل را در موزه قرار دهيد؟

مطمئن هستيم كه كسي پولش را نمي‌داد و آن را نمي‌خريد. الان خيلي از اتومبيل‌هاي قديمي هم در موزه خودرو، خاك مي‌خورند.

در آينده، باز هم روي اتومبيل ديگري كار مي‌كنيد؟

اگر مشتري داشته باشيم، كار مي‌كنيم. با توجه به اين كه سمند هم تجربه نخست‌مان بود و الان ايده‌هاي ديگري هم داريم. به اين نتيجه هم رسيدم كه اگر روزي ايران‌خودرو سمندLX طلايي رنگ توليد كند، مطمئن باشيد كه مشتري آن، خودم خواهم بود.

/به گزارش «شفاف» و به نقل از نشریه دنیای خودرو

۱۳۸۷ اسفند ۲۶, دوشنبه

پولدار ترین فوتبالیستهای ایرانی چه کسانی هستند ؟



وطن امروز در گزارشي ويژه به بررسي پولدارترين فوتباليست هاس ايران پرداخته است.
در اين گزارش با بيان اينكه تا پيش از اين گفته مي شد علي دايي مايه دار ترين فوتباليست ايراني است آمده:
البته ديگر نمي‌شود دايي را جزو بازيكنان محسوب كرد. او مربي شده و حالا روي نيمكت تيم‌ملي مي‌نشيند. با اين همه، نمي‌شود از دايي چشم‌پوشي كرد.
به نوشته اين روزنامه يكي از بازيكنان تيم ملي كه نمي‌خواهد نامش فاش شود، با خنده مي‌گويد: اي كاش پول دايي فقط از پارو بالا مي‌رفت! با اينكه زمين و زمان مي‌دانند كه دايي ثروتمند‌ترين فوتبالي است، اما او بارها منكر اين موضوع شده.
اما دايي يكبار در پاسخ به اين سوال گفت: بچه‌هايي هستند كه خيلي بيشتر از من دارند. ببينيد من خدا رو شكر مي كنم اندازه خودم شايد هم بيشتر از اندازه خودم دارم. اما اين متعلق به يك مجموعه است. من با خانواده‌ام زندگي مي‌كنم و هيچ موقع همه چيز را براي خودم نخواسته‌ام. الان هم همين‌طور است من عاشق خانواده‌ام هستم و هميشه دوست دارم پيش آنها زندگي كنم و اينكه من پولدارترين فوتباليست باشم، نه؟! اصلاً
خب، هنوز كشف نشده بازيكناني كه منظور دايي با آنهاست، چه كساني هستند.آن بازيكن ملي‌پوش خيلي راحت به اين سوال جواب مي‌دهد
مهدي مهدوي‌كيا: ‌هر كسي نداند خبرنگاران خيلي خوب مي‌دانند كه مهدوي‌كيا يكي از مايه‌دارترين فوتباليست‌هاي ايراني است. با پولي كه او از باشگاه‌ هامبورگ گرفت، نه تنها بار خودش را بست، بلكه نوه نتيجه‌اش هم بيمه شدند.
مهدي بابت هر فصل از اين تيم 2 ميليون و 200 هزار يورو مي‌گرفت كه در نوع خود يك ركورد محسوب مي‌شد، چون مهدي در آن روزها توانست ركورد درآمد در هامبورگ را بزند. مهدي سه فصل اين رقم را از هامبورگ دريافت كرد. حالا هم كه به آينتراخت رفته، سالي يك ميليون و پانصد هزار يورو مي‌گيرد كه او را قاطي 4 بازيكن گران تاريخ باشگاه كرده.
وحيد هاشميان به گزارش شفاف و به نقل از وطن امروز كلاً آن دسته از بازيكناني كه در بوندس‌ليگا زياد بازي كرده‌اند، در پول دست و پا مي‌زنند.
همين وحيد هاشميان كه اين روزها بازيكن بوخوم است، هر فصل مبلغ سنگيني را دريافت مي‌كند. او در هانوفر سالانه نزديك به يك ميليون و پانصد هزار يورو دريافت مي‌كرد كه اين رقم‌ها را خودتان به ريال حساب كنيد تا ببينيد چند ميليارد مي‌شود! بازيكن مايه‌دار در فوتبال ايران زياد است
علی كريمي :
علي كريمي هم از آن دسته بازيكناني است كه بدجور درآمدش بالاست. او در چند سال اخير به اندازه عمر چند صد بشر، پول به جيب زده. زماني كه در الاهلي بازي مي‌كرد براي دوبار قراردادش را با اين تيم اماراتي تمديد كرد كه براي دو بار قراردادش را با اين تيم اماراتي تمديد كرد كه براي هر فصل نزديك به 2 ميليارد تومان دريافت مي‌كرد. بعد راهي آلمان و بايرن شد، براي هر فصل بازي يك ميليون و پانصد هزار يورو گرفت تا بر اندوخته‌هاي خودش بيفزايد. تازه بعد از جدايي از بايرن بود كه علي، ثروت خود را افزايش داد. براي سه فصل بازي در قطر، 5 ميليارد دريافت كرد، آن هم به طور كامل. ولي در مجموع 2 فصل در اين كشور بازي كرد. باشگاه پرسپوليس هم براي اينكه او را به خدمت بگيرد 300 ميليون به باشگاه السيليه داد.مي‌گويند كريمي در پرسپوليس پولي نمي‌گيرد و تنها ماهانه يك رقم ناچيزي در حد چند ميليون از باشگاه دريافت مي‌كند.ابوالفضل جلالي مدير برنامه‌هاي علي كريمي مي‌گويد: �راستش علي 2 سالي است كه فقط با انگيزه مالي فوتبال بازي مي‌كند...
فرهاد مجيدي :
در اينكه خيلي‌ها مي‌دانند ستاره‌هاي ذكر شده چقدر مايه‌دار هستند، شكي نيست. مردم عادي خيلي خوب از اين ماجرا با اطلاعند ولي هستند بازيكناني كه پشت ابر پنهان مانده‌اند.يكي از افراد فوتبالي مي‌گويد: من فكر مي‌كنم نبايد فرهاد مجيدي را از قلم انداخت!
اين مهاجم استقلال كه 8 سالي در امارات بازي كرد اينقدر پول درآورد كه حالا بتوان به جرأت گفت جزو سه نفر اول مايه‌دارها باشد.مي‌گويند او از شيخ دوبي اينقدر پاداش گرفت و در كنارش مغازه و خانه خريد كه حالا ماهانه ميلياردها پول به حسابش واريز مي‌شود.
مجيدي البته اين قضيه را خيلي بروز نمي‌دهد و در تهران با ماشين‌هاي 60،70 ميليوني مي‌چرخد. يكي از دوستان نزديك فرهاد مي‌گويد: او اگر همين‌طور ادامه بدهد بعيد نيست دايي و مهدوي‌كيا را بگيرد.
‌كريم باقري در رده‌هاي بعدي پولدارها نام‌هايي مانند كريم باقري، جواد نكونام،‌ ايمان مبعلي،‌ جواد كاظميان و... ديده مي‌شود. كريم از آن دسته ثروتمندهاي ندار است و احتمالاً زندگي را با جمله معروف بهتر است ثروتمند زندگي كنيم تا اينكه ثروتمند بميريم سپري مي‌كند. او چيزي از مايه‌دار بودنش بروز نمي‌دهد و تا همين چند وقت پيش هم با 206 در تهران چرخ مي‌زد. او كلاً خيلي كم خريد مي‌كند و با همه بازيكنان فرق دارد.
جواد نكونام :
در مورد جواد نكونام بايد گفت كه رفته رفته دارد براي دايي و دار و دسته‌اش، يك خطر محسوب مي‌شود. او كه سه ساله با اوساسونا بست، براي فصل اول نزديك به دو ميليون يورو دريافت كرد اما از اين فصل، پولي به مراتب بيشتر مي‌گيرد.سايت ترانسفر ماركت كه در جهان سايتي شناخته شده است و قيمت بازيكنان را تخمين مي‌زند، در جديدترين آمار خود اعلام كرد حالا نكونام نزديك به 7 ميليون يورو قيمت دارد كه در تاريخ فوتبال ايران، براي يك بازيكن بي‌سابقه است. نكونام از زماني كه ايران را ترك كرد قدم در راه ثروتمند شدن گذاشت.از دو باشگان اماراتي الوحده و الشارجه نزديك به يك ميليارد و چهارصد ميليون دريافت كرد كه به گفته دوستان نزديكش بيشتر اين پول را خرج تجملات كرد!
قبل از آن هم او جزو گران‌ترين بازيكنان ليگ برتر بود كه از باشگاه پاس براي هر فصل 300 ميليون مي‌گرفت. ولي حالا پولي كه جواد در اسپانيا مي‌گيرد چندين برابر اين رقم است.
مسعود شجاعي:
به گزارش وطن امروز حتي مسعود شجاعي هم در اسپانيا ميخ مايه‌دار شدن را كوبيده.به تأييد سايت رسمي باشگاه اوساسونا او براي هر فصل 2 ميليون يورو از اين باشگاه مي‌گيرد كه براي بازيكني در حد او يك رقم كلان است. مسعود قبل از اين، بيشترين پول دريافتي را از اماراتي‌ها گرفته بود كه به گفته خودش نزديك به يك ميليارد تومان بود.براي پول درآوردن امارات هم بدجايي نيست. حتي علي دايي كه روزي برايش افت داشت در آسيا بازي كند، دو فصل به الشباب امارات قرار داد بست و 2 ميليارد به جيب زد.
ايمان مبعلي، جواد كاظميان و علي سامره از آن دست بازيكناني هستند كه خيلي راحت به اين قضيه پي برده‌اند و الان چند سالي مي‌شود كه در امارات بازي مي‌كنند.
ايمان در حال حاضر گران‌ترين بازيكن ايراني ليگ امارات است و نزديك به يك ميليارد و پانصد ميليون از باشگاه الوصل گرفته.او در سه سال اخير رقم درآمد سالانه خود را به بالاي يك ميليارد افزايش داده و اگر همين‌طور ادامه دهد، درآينده يكي از مايه‌دارترين بازيكنان ايران مي‌شود.
جواد كاظميان دوست نزديكي ايمان هم از فصل گذشته رقم دريافتي را به يك ميليارد رسانده و هر فصل قيمت خود را بالاتر مي‌بردو اينها تنها بازيكنان ثروتمند ايران نيستند.
در ليگ برتر هم هستند كساني كه جزو مايه‌دارها محسوب مي‌شوند، مثل نيكبخت واحدي. ولي رقمي كه او و ساير بازيكنان گران‌قيمت ليگ براي يك فصل مي‌گيرند خيلي كمتر از لژيونرهاست.

۱۳۸۷ اسفند ۲۵, یکشنبه

علل پف‌كردگي چشم



پف‌كردگي چشم از جمله به اين علل ممكن است رخ دهد:
مونونوكلئوز:‌ اين بيماري ويروسي باعث تورم و پف‌كردگي پلك فوقاني مي‌‌شود. پف‌كردگي چشم در مراحل اوليه اين بيماري رخ مي‌‌دهد.
زياد خوابيدن/ محروميت خواب: به هم خوردن چرخه‌هاي خواب شايع‌ترين علت پف‌كردن چشم است.
تجمع مايع: بسياري از عوارض و بيماري‌ها (از جمله بارداري و تغييرات هورموني حين قاعدگي) ممكن است به تجمع مايع، به خصوص در بافت‌هاي زيرپوستي بينجامند. اين عوارض مي‌تواند باعث شوند تورم اطراف چشم كه از قبل وجود داشته است، بارزتر شود.

رژيم غذايي: مصرف زياده از حد نمك ممكن است به تجمع مايع در بدن بينجامد و به پف‌كردگي چشم‌‌ها منجر شود.

مصرف الكل و سيگار: مصرف الكل و سيگار از راه ايجاد استرس، خستگي و تغييرات هورموني به تجمع مايع در بدن و پف‌كردگي چشم‌ها منجر شود.
آلرژي: واكنش‌هاي آلرژي در بدن ممكن است به نشت مايع در بستر مويرگي زيرپوستي و تورم صورت و همچنين تورم اطراف چشم‌ها بينجامد.

بيماري‌هاي پوستي: پف‌كردگي چشم‌ها ممكن است عارضه جانبي برخي از بيماري‌هاي پوستي مانند درماتيت (التهاب پوست)‌ باشد. در ماتيت پوست صورت ممكن است به حساسيت پوست صورت و تورم آن از جمله تورم اطراف چشم منجر شود.

پيري طبيعي: هنگامي كه سن فرد بالا مي‌رود، پوست اطراف چشم نازك‌تر مي‌شود و ممكن است دچار تورم يا افتادگي شود.

گريه‌‌كردن: نمك درون اشك چشم ممكن است به تجمع مايع در پوست اطراف چشم و پف‌كردگي چشم منجر شود.
كم‌كاري تيروئيد: پف‌كردگي صورت و تورم بافت‌هاي حدقه چشم ممكن است به علت تجمع دو ماده شيميايي - موكوپلي‌ساكاريد اسيد هيالورونيك و سولفات كندروايتين- در كم‌كاري تيروئيد رخ دهد.

التهاب حدقه چشم (سلوليت پره‌اربيتال): التهاب و عفونت پلك و بخش‌هايي از پوست اطراف چشم باعث پف‌كردگي چشم مي‌شود.خطرا ت پف‌كردن چشم معمولا تنها يك مشكل موقتي زيبايي است. اما پف‌كردن شديد و مداوم ممكن است نشانه‌اي از يك بيماري زمينه‌اي جدي‌تر باشد.
درمان در افرادي كه مستعد پف‌كردگي چشم هستند، ‌تغييرات رژيم غذايي و سبك‌ زندگي (تحت نظر پزشك) ممكن است به كاهش احتمال تورم كمك كند. كمپرس سرد چشم هم ممكن است به يك علاج كوتاه‌مدت باشد.

قابض‌‌هاي طبيعي مانند خيار خردشده هم مي‌توانند به طور كوتاه‌مدت اين عارضه را برطرف كنند.

بالابردن سر هنگام خواب ممكن است از پخش مجدد مايع به علت نيروي جاذبه پيشگيري كند.

رژيم غذايي كم‌كربوهيدرات با پيشگيري از تجمع مايع به پيشگيري از پف‌‌كردگي چشم كمك كند. خوردن غذاهاي غني از ويتامين به خصوص ويتامين A، C و E ممكن است به كاهش پف‌كردگي چشم كمك كند.
منبع خبر: همشهري

۱۳۸۷ اسفند ۲۴, شنبه

چهارشنبه سوری


چهارشنبه سوری یكی از مهمترین جشنهای دوران ایران باستان است كه در آخرین چهارشنبه‌ی سال برگزار می‌شده و به عنوان «جشن اتحاد» از آن یاد می‌كنند، چرا كه ابعاد متعدد انسانی این جشن كه جامعه آن روزگار را به سوی نیكبختی رهنمون می‌شده، جملگی به یك پیام مشترك منجر شده كه همان ارتقای روحیه‌ی اتحاد و نوع دوستی بوده است. این جشن با آمدن «حاجی فیروز» كه یكی از قدیمی‌ترین شخصیتهای نمایش شادی آور بوده است و دست كم از «عصر ساسانیان» وجود داشته آغاز می‌ِشده. «حاجی فیروز» درست ۱۰ روز قبل از آمدن عید نوروز با صورتی سیاه شده و لباسی قرمز در بین مردم حاضر می‌شده سپس همه با جشنی دور هم جمع می‌شدند خارها و گیاهان هرز زمین را كنده و زمین منطقه را آماده باروری می‌كردند و زباله‌ها را نیز صبح چهارشنبه از كوچه و خیابان جمع می‌كردند و شب همراه با خارها و بوته‌ها می‌سوزاندند. به همین خاطر چهارشنبه سوری افزون به جشن اتحاد چشن پاكسازی محیط زیست هم بوده. در واقع یكی از پیامهای این جشن این است كه بسوزانید و نابود كنید خارها را، و خارهای نفستان و زشتی‌ها و پلیدی‌های سال كهنه را. آنها آتش می‌افروختند و كلامی كه از آن روزها برای ما از بازیها و جشنها باقی مانده«زردی من از تو و سرخی تو از من» است كه در هنگام پریدن از روی آتش آن را می‌خواندند. در این جمله زردی به معنای رخوت و سستی و بی‌تحركی و سرخی به معنای گلكون و باطراوت و شاداب بودن است. آنها در هفت نقطه با فاصله‌های معین بوته‌ها را روشن می‌كردند سپس ابتدا پیرمردها و پیرزنها از روی آن می‌پریدند. به این دلیل كه احترام به بزرگترها واجب است و همین‌طور آنها به علت سن زیادشان رخوت و سستی بیشتری دارند و باید زودتر از جوانها زردی خود را به آتش بسپارند، بعد از آن جوانترها و بیمارها هم باید از روی آتش می‌پریدند. جالی توجه اینكه در آن زمان هیچ شیء یا ماده منفجره‌ای در آتش نمی‌انداختند تا ترس ایجاد نشود از اینجا خواهیم فهمید آتش به عنوانی كه از عناصر حیات برای ایرانیان باستان مقدس و مظهر فروغ یزدان بوده است اما استفاده از ترقه و ...ابتكار آنها نبوده و بعدها به این مراسم اضافه شده است. در این جشن آتش را خاموش نمی‌كردند و خاموش كردن آن را بد می‌دانستند بعد از اینكه آتش تا آخر سوخت حاجی فیروز مقداری از دوده‌ی آتش را به صورت خود مالیده و به راه نامعلومی می‌رفت و برای مردم آرزوی اتحاد و همبستگی می‌كرد پس از رفتن او مردم خاكسترها در جایی می‌گذاشتند تا باد آن را ببرد. بعد از مراسم آتش بازی مراسم كوزه شكنی بوده كه به دو روایت نقل شده است: عده‌ای گفته‌اند كه هر خانواده بنا به بنابر توانایی مالیش چند سكه در كوزه‌ای قرار می‌داده و آن را از پشت بام به درون كوچه پرت می‌كرده است و هر كدام از نیازمندان به اندازه نیازشان از آن پول بر می‌داشتند و البته نه بیشتر و هیچ شخص ذره ای هم از آن پول‌ها بر نمی‌داشته زیرا معتقد بودند در غیر این صورت بركت از خانه‌هایشان خواهد رفت. و به روایت دیگر هر خانواده تكه‌ای زغال كه نماد سیاه بختی، تكه‌ای نمك كه نماد شورچشمی و كوچكترین سكه‌ی رایج را كه نماد تنگدستی است درون كوزه می‌اندخته و بعد از چرخاندن دور سر تك‌تك اعزای خانواده از بالای پشت بام به پائین می‌انداختند و می‌گفتند «درد و بلای خانه را در كوچه ریختم». بعد از مراسم كوزه شكنی مراسم قاشق زنی بوده كه شخصی كه وضع مالی خوبی نداشته با پوشاندن صورت خود بر در خانه‌ها می‌رفته و افراد پول یا آجیل چهارشنبه سوری را كه از هفت میوه‌ی خشك تشكیل شده به عنوان كمك در ظرف او می‌ریختند. در این شب مراسمی برگزار می‌شده كه مربوط به زنان بوده و”مردها اجازه شركت در آن را نداشتند“. این مراسم بیشتر مربوط به حاجت گرفتن و بخت گشایی و رفع درد و بلا بوده. به این صورت كه اگر در خانواده‌ای مریض بوده یك زن در اول شب چادر رختخوابی بر سر كرده ملاقه‌ای به ذست می‌گرفت و به در خانه‌ی همسایگان می‌رفت و بدون زدن حرفی چهار مرتبه با ملاقه به در خانه‌ها می‌كوبیده و صاحبخانه با آن ملاقه برای او مقداری خوراكی می‌آورده، این خوراكی را به مریض می‌دادند و معتقد بودند كه شفا خواهد گرفت و اگر صاحبخانه در خانه بیماری داشته باشد یا مسافری از آن خوانواده در راه بوده از دادن خواراكی خودداری می‌كردند. مراسم بخت گشایی دختران هم با بستن قفل بر گردن دو دختر و نشستن آنها سر چهار راه و شكستن گردو انجام می‌شده، در اهواز آش رشته می‌پختند یا شمع به سقاخانه می‌بردند، در بروجرد از روی یك جنازه حیوان دختر كم بخت را عبور می‌دادند، در یزد دختران با خریدن گردو یا بادام بالای مناره مسجد می‌رفتند و نماز حاجت می‌خواندند و روی هر پله یك گردو یا بادام می‌شكستند، در آ‚ل به مقبره‌ی خضر می‌رفتند و نماز می‌خواندند و شمع روشن می‌كردند و تا چهارشنبهاین كار را تكرار می‌كردند. آخرین مراسمی كه در این شب انجام می‌شده مراسم جالب «شال اندازی» كه خواستگاری غیر مستقیم است بوده. به این ترتیب كه خواستگار شالی را درون خانه‌ی دختر مورد نظرش می‌انداخته و منتظر می‌مانده اگر خانواده‌ی دختر شیرینی جلوی در می‌گذاشتند جوابشان مثبت و اگر ترشی می‌گذاشتند جوابشان منفی بوده و دختر قصد ازدواج نداشته. در صورت مثبت بودن جواب خانواده‌های دو طرف در شبهای بعد به صحبت می‌نشستند و اگر به توافق می‌رسیدند یك نفر فال گوش می‌ایستاد به این صورت كه در كوچه منتظر می‌ماند تا چند نفر عبور كنند اگر صحبتهای آنها غم‌انگیز بود فال بد می‌آمد ولی اگر حرفهایشان شاد و خوش بود فال خوب بوده و وصلت انجام می‌شد.
http://madreseha.com/forum/index.php/topic,2049.0.html

بعضی وقتها ادم از بعضی دروغها شاخ درمیاره !


پند های طلائی برای تنبل ها !


سعی كنید روزها استراحت كنید تا شبها راحت بتوانید بخوابید !

در نزدیكی تخت خوابتان صندلی بگذارید تا اگر از خواب بیدار شدید روی آن نشسته و استراحت كنید !

ایستادن به رفتن، نشستن برایستادن و خوابیدن بر نشستن اولویت دارد !

جایی كه می‌توانید بنشینید چرا می‌ایستید ؟!

كار امروز را به فردا موكول كنید و كار فردا را به پس فردا !

اگر حس كار كردن به شما دست داد ، كمی صبر كنید تا این حس از شمابگذرد !
از همه دیرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شوید تا زحمت چیدن و جمع كردن سفره به شما تحمیل نشود !
برای كار همیشه فرصت هست ، پس ازاستراحت غافل نشوید !

در میهمانی‌ها حتماً با خود بالش ببرید ، شاید فرصتی برای استراحت بدست آوردید !

به خواب نگویید كار دارم ، به كاربگویید خوابم می آید !