۱۳۹۰ تیر ۷, سه‌شنبه

فاجعه دیگری پس از عمل جراحي زيبايي ! (زنی که چشمانش دیگرهرگز بسته نمی شود)


يك زن ادعا كرده، بعد از انجام عمل جراحي زيبايي، ديگر حتي هنگام خواب هم نمي‌تواند چشمانش را ببندد.
اين زن براي برداشتن چند برآمدگي روي پلك‌هاي چشمش تصميم به عمل جراحي گرفته بود، اما به‌دليل اشتباه جراح ديگر نمي‌تواند پلك بزند.
به همين دليل پزشكان براي او چند قطره و ژل تجويز كردند تا بينايي او دچار آسيب نشود.
در حال حاضر اين زن از پزشكش شكايت كرده و ادامه زندگي با اين شرايط را بسيار دشوار اعلام كرده است.
اگر شرايط به همين شكل ادامه پيدا كند، حتي ممكن است اين زن بينايي خود را هم از دست بدهد.
او در اين باره مي‌گويد: «تصور اين‌كه من حتي نمي‌توانم براي يك لحظه چشمانم را ببندم بسيار ترسناك است،
من شب‌ها براي خوابيدن مشكلات زيادي دارم و مرتب بايد با استفاده از قطره چشمانم را مرطوب كنم.»

با داشتن این 7 کلید ثروتمند شوید !


در جامعه ایران اکثر افراد علاقمند به کار معین و دریافت حقوق هستند؛ ولی تعداد دیگری از افراد یا به دلیل نبود بازار کار معین یا به علت عدم علاقه، به سرمایه گذاری روی می آورند. سرمایه گذاران معمولاً رفتاری ویژه در برقراری ارتباط میان حوادث جدید و آینده در پیش می گیرند. وقتی شرایط خوب باشد آنها به آینده خوشبینانه می نگرند. در این مطلب سعی کرده ام تا هفت کلید سرمایه گذاری موفق را به دستانتان دهم.

کلید اول:

در ارزیابی های خود رفتاری محافظه کارانه در پیش بگیرید.سرمایه گذاران معمولاً رفتاری ویژه در برقراری ارتباط میان حوادث جدید و آینده در پیش می گیرند. وقتی شرایط خوب باشد آنها به آینده خوشبینانه می نگرند. ریسک اصلی، پرداخت هزینه بیش از حد برای تجارت های پربازده نیست بلکه صرف هزینه ای فراوان برای شرکت هایی با سوددهی متوسط در روزهای خوب احتمال خطر را افزایش می دهد.به منظور اجتناب از برخورد با چنین مشکلاتی باید احتیاط را رعایت کنید. این امر به خصوص در رابطه با تخمین نرخ رشد یک کمپانی در آینده در کنار بررسی احتمال بازگشت سرمایه اهمیت زیادی پیدا می کند.

کلید دوم:

تنها سرمایه هایی را خریداری کنید که با یک تخفیف قابل توجه نسبت به ارزیابی شما از قیمت اصلی فروخته می شوند.پس از بررسی قیمت اصلی یک سهام خاص شما باید بر روی امتیاز اضافه به عنوان ضمانت اصرار بورزید. برای مثال چنانچه ارزیابی شما از قیمت سهام یک شرکت 11 هزار ریال باشد، قیمت 10 هزار ریال راضی کننده نخواهد بود زیرا حدود 10 درصد تخفیف، ضمانتی مطمئن برای شما به شمار نمی رود.

کلید سوم:

محدودیت های خود را شناخته و فقط سهامی را بخرید که اطلاعات کافی درباره آن به دست آورده اید.شما چگونه می توانید آینده وضعیت سهام یک شرکت را حدس بزنید. برای مثال در مورد کوکاکولا شما می توانید با نگاهی به مصرف سرانه محصولات این شرکت در کشورهای مختلف جهان، هزینه های مصرف شده مانند قیمت شکر، سابقه مدیریت بر روی سرمایه اولیه و مسایل دیگر به یک ارزیابی شخصی از عملکرد این برند و به تبع آینده آن دست یابید. این کار امکان یک تصمیم گیری منطقی را برای شما فراهم می کند.فقط شناخت و بررسی وضعیت اقتصادی یک برند و پیش بینی آینده آن در پنج تا 10 سال آینده می تواند زمینه ساز خرید بخشی از سهام آن کمپانی شود. در بسیاری از موارد ترس از بر باد دادن یک شانس بزرگتر شما را دربرمی گیرد. در این گونه موارد استفاده از اطلاعات موجود در تکنولوژی های جدید نظیر اینترنت یا تلویزیون می تواند بر دانش شما در این زمینه بیفزاید.

کلید چهارم:

نگاهی منطقی به قیمت بیندازید. یک قانون در ریاضیات وجود دارد که عمل به آن اجتناب ناپذیر است: هر چه بیش از میزان بازدهی یک سرمایه برای آن هزینه پرداخت کنید، سوددهی آن به مراتب برای شما کمتر خواهد شد.فرض کنید که خانه ای با قیمت 500 هزار دلار در یک منطقه بسیار خوب خریداری کرده اید. یک هفته بعد کسی بر در خانه کوبیده و پیشنهاد خرید خانه به قیمت 300 هزار دلار را به شما ارائه می دهد.شما حتما به توصیه او خواهید خندید. به همین ترتیب در بورس نیز شما ممکن است تحت تأثیر دیدگاه های منفی دیگران قرار گرفته و سراسیمه سهام خریداری شده را دوباره به فروش بگذارید.این قبیل افراد ممکن است به شما بگویند که هزینه پرداختی از طرف شما بسیار بیشتر از ارزش واقعی سهام موردنظر بوده است. به منظور خرید سهام پس از یک ارزیابی منطقی شما باید تخفیف بزرگ در قیمت سهام را به عنوان یک فرصت مناسب برای سرمایه گذاری در نظر بگیرید.

کلید پنجم:

هزینه های اضافی را به حداقل کاهش دهید. معاملات تجاری به طور مکرر می تواند ضمن بالا بردن هزینه های کمیسیون و مالیات ها موفقیت های پیش بینی شده شما را در طولانی مدت کاهش دهد.به طور مثال تصور کنید که در سن بیست و یک سالگی برنامه ای برای کار و فعالیت تا سن شصت و پنج سالگی خود پیش بینی می کنید. به این ترتیب هر سال می توانید 10 هزار دلار برای آینده خود پس انداز کنید. اگر محاسبات شما به همین روند ادامه پیدا کند، تا زمان بازنشستگی 10 درصد به سرمایه شما افزوده خواهد شد. حال اگر کاری کنید که بتوانید مانع از پرداخت یکسری هزینه های اضافی بشوید، این سود دهی دو درصد رشد داشته و به 12 درصد خواهد رسید.

کلید ششم:

در تمام مدت چشمان خود را باز نگه دارید. با نگاهی دقیق در تمام طول مدت سرمایه گذاری می توانید به نوعی احساس رضایت از سرمایه گذاری خود دست پیدا کنید. جست وجو و بررسی تمام شرکتها، بررسی درآمدها و سوددهی آنها، آشنایی با نحوه مدیریت آنها و توجه به نکات راهنما در خرید سهام می تواند در این راه کمک شایانی به شما بکند.

کلید هفتم:

به محض مواجهه با یک فرصت مناسب سرمایه خود را به آن اختصاص دهید. فرض کنید که یک سرمایه گذار خواهان سرمایه گذاری در بخش مسکن در مناطق شهری است. او ممکن است سوالاتی از این قبیل را از خودش بپرسد: آیا رشد قیمت این خانه در مقایسه با هزینه خرید آن بیشتر خواهد بود؟ چنانچه پاسخ مثبت است آیا تغییرات آماری در این منطقه نسبت به شرایط کنونی افزایش قابل توجهی یافته و در نتیجه موجب رشد قیمت این خانه ها خواهد شد؟ آیا از این کار سوددهی کلانی نصیب او خواهد شد یا منافع بسیار کمی برای او به بار خواهد آورد؟یک سرمایه گذار دوراندیش با اطمینان از نتایج مثبت این کار خود فرصت را مغتنم می شمرد و در اولین فرصت بدون هیچ گونه شک و تردید تصمیم خود را به اجرا درمی آورد.

منبع: مجله خلاقیت

برگزاری شوی لباس با مانکن های ویژه در کناراستخرهای تهران !


دراین روزهای گرم تابستانی هیچ‌چیز لذت‌بخش‌تر از شنا در استخر و لذت بردن از خنکای مطبوع آب نیست.
شاید همین دلیل ساده سبب شده تا این روزها استفاده از استخرها رونق خاصی بگیرد و مشتریان پرو پاقرصی هم داشته باشد.
هر چند که استخرهای روباز در تابستان طرفداران بیشتری دارند اما با توجه به کمی تعداد این استخرها نسبت به انواع سرپوشیده، هنوز استخرهای سرپوشیده نیز در این بازار رقابت مشتریان خاص خودشان را دارند.

قیمت استخرهای سرپوشیده در تهران نسبت به منطقه و امکانات جانبی و حتی بین‌المللی بودن متفاوت است و بین 3 تا 25 هزار تومان برای هر سانس است.
البته نرخ استخرهای روباز کمی پایین‌تر است ضمن اینکه معمولا سانسی نیستند و با پرداخت مبلغ خاصی می‌توان مدت زمان طولانی‌تری از استخر استفاده کرد.

استخری واقع در خیابان "د" یکی از این استخرها است که زمان استفاده از 9صبح تا 6 بعد از ظهر 15 هزار تومان دریافت می‌کند و استخری واقع در شمالی ترین نقطه شهر نیز بین 10 تا 15 هزار تومان دریافت می‌کند.

استخرهای سرپوشیده اما قیمت بالاتری دارند. مثلا بلیت یک مجموعه ورزشی واقع در خیابان"د" 20 هزار تومان است. نکته جالب این است که بیشتر استخر تنها به ارائه خدمات ورزشی و شنا اکتفا نمی‌کند و معمولا خدمات جالبی دیگری نیز برای رضایت مشتریان ارائه می‌کنند.

شو لباس با مانکن ویژه
استخری واقع در خیابان ولیعصر از جمله استخرهایی است که علاوه بر خدمات ورزشی درساعات خاصی شو لباس برگزار می‌کند و مشتریان می‌توانند در حالی که در استخر شنا می‌کنند، مانکن‌های رنگارنگی را ببینند که لباس‌های مختلف می‌پوشند.

البته این استخر خدمات سولاریوم هم ارائه می‌کند که جلسه ای 10هزار تومان است.

برنزه شدن در استخرهای سرپوشیده!
تب برنزه شدن در تابستان شدت می‌گیرد و استخرهای سرپوشیده برای این که از قافله عقب نمانند و مشتریان آفتاب‌دوست را از دست ندهند، خدمات خاصی ارائه می‌کنند که از راه‌اندازی تراس‌آفتاب تا دستگاه‌های سولاریوم متفاوت است.

جالب این جا است که این نوع استخرهای معمولا حیاط کوچکی را به عنوان تراس آفتاب معرفی می کنند و برای ورود به آن باید کل بهای استخر را پرداخت کنید.

استخری هم در خیابان "ن" یکی از این استخر ها است که برای روزهای تابستان، تراس آفتاب دارد که معمولا از خود استخر شلوغ‌تر است!
خدمات سولاریوم هم نسبت به نوع مرکز متفاوت است اما میانگین استفاده از سولاریوم برای هر جلسه 10 هزار تومان است!

استخر با خدمات فوق ویژه/ اپیلاسیون،طراحی حنا و آموزش رقص!
در بیشتر استخرهای روباز که معمولا بیشترین فعالیت‌شان در همین سه ماه تابستان است، خدمات جانبی هم ارائه می‌شود که باز هم نسبت به نوع استخر متفاوت است.

مثلا بیشتر این استخرها در ساعاتی از روز خدمات اپیلاسیون ارائه می‌کنند که هزینه آن بین 20 تا 40 هزار تومان متغیر است و یا برخی از آن‌ها محلی را برای طراحی حنا روی بدن دارند که معمولا بر حسب مدلی که طراحی می‌شود قیمت متفاوتی دارد و ارزان‌ترینش 6هزار تومان است و تا 150 هزار تومان هم بالا می‌رود.
آن هم برای کاری که یک هفته بیشتر دوام ندارد و با شستشو از بین می‌رود.

در این میان هستند کسانی که محیط استخر را برای تبلیغ هنرخود مناسب می بینند و به تبلیغ کار خود می پردازند.
تبلیغات آموزش انواع رقص از این نوع تبلیغات است که در برخی از استخر ها به وفور دیده می شود و معمولا جلسه 20 تا 50 هزار تومان بر حسب نوع رقص و البته بنا به گفته خود مبلغین سخت بودن رقص متغیر است.

اقتباس از : خبرآنلاین

پانزده کشوری که بد ترین و تیره وتارترین اوضاع اقتصادی در جهان را دارند !


بیزینس اینسایدر نوشت: وضعیت اقتصادی جهان بسیار تیره و تار است. نرخ بیکاری کشورهای اروپایی بسیار بالا است.
درگیری ها در خاورمیانه و شمال افریفا ریشه در بخشی از بیکاری ها در این منطقه دارد.
در همین حال، قیمت غذا و انرژی در همه ی نقاط جهان افزایش یافته است.
با جمع کردن نرخ بیکاری و تورم "شاخص فلاکت" به دست می اید.
به گزارش سرویس بین الملل انتخاب Entekhab.IR، با انجام دادن این محاسبه، لیستی پانزده عددی از بدبخت ترین کشورهای جهان تهیه گردیده که مشاهده می کنید :



1.ونزوئلا

شاخص فلاکت= 32.9

نرخ تورم= 24.8

نرخ بیکاری= 8.1



2.آفریقای جنوبی

شاخص فلاکت= 27.4

نرخ تورم= 4.2

نرخ بیکاری= 23.2



3.ویتنام

شاخص فلاکت= 24.38

نرخ تورم= 19.78

نرخ بیکاری= 4.6



4. اسپانیا

شاخص فلاکت= 24.2

نرخ تورم= 2.5

نرخ بیکاری= 20.7



5.مصر

شاخص فلاکت= 23.8

نرخ تورم= 11.9

نرخ بیکاری= 11.9



6. لیتوانی

شاخص فلاکت= 22.2

نرخ تورم= 5

نرخ بیکاری= 17.2



7. هند

شاخص فلاکت= 20.21

نرخ تورم= 9.41

نرخ بیکاری= 10.8



8.یونان

شاخص فلاکت= 19.49

نرخ تورم= 3.29

نرخ بیکاری= 16.2



9. عمان

شاخص فلاکت= 19.1

نرخ تورم= 4.1

نرخ بیکاری= 15



10. پاکستان

شاخص فلاکت= 18.73

نرخ تورم= 13.23

نرخ بیکاری= 5.5



11. ترکیه

شاخص فلاکت= 18.67

نرخ تورم= 7.17

نرخ بیکاری= 11.5



12. اردن

شاخص فلاکت= 18.3

نرخ تورم= 5.2

نرخ بیکاری= 13.1



13. لتونی

شاخص فلاکت= 18.2

نرخ تورم= 5

نرخ بیکاری= 13.2



14. ایرلند

شاخص فلاکت= 17.5

نرخ تورم= 2.7

نرخ بیکاری= 14.8



15.آرژانتین

شاخص فلاکت= 17.1

نرخ تورم= 9.7

نرخ بیکاری= 7.4


توضیح: بر خلاف نظرات پاره ای از بینندگان که معتقد بودند که ایران باید در این لیست وجود داشته باشد، منبع خبر خلاف چنین ادعایی را نشان می دهد.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :




جن چیست؟ / آیا جن وجود دارد؟ / معنای لغت جنّ چیست؟


در مفردات، راغب اصفهاني در معناي جنّ آورده است که :

اصل كلمه جنّ، پنهان و پوشيده بودن شئ از حواسّ است.

در فرهنگ لغت لاروس، جنّ چنين معني شده است :

الجنّ : يعني موجودي نامرئي بين انسان و ارواح، "پري".

واحد آن جنّي و مؤنث آن جنّيه است.

جنّ‌الليل : تاريكي شب.

جنّ‌النّاس : جماعت مردم.

و زماني كه گفته مي‌شود «لا جنّ بهذَا الاَمر» : يعني پوشيدگي و پنهاني در اين كار نيست.

نتيجه اينكه چون جنّ از ديد انسان مخفي است، لذا به اين اسم ناميده شد.

واژه «جنّ» 22 بار در قرآن ذكر شده، و روي هم الفاظ « جنّ، جانّ و جِنّه» 32 بار در 31 آيه آمده است.

در برخی از كتابهاي ديگر از نامهاي «جنّ، جانّ، ابليس، شيطان و شياطين» نام برده شده است.

جنّ در لغت به معني موجودی پنهان و نامرئي بوده و تمام مشتقّاتش بر استتار و پنهاني دلالت دارد.

مانند «جنّت» كه به معني باغي است سرسبز و آباد،

و «جنان» يعني آن دلي كه در سينه پنهان است،

و «جنين» به معني كودك در شكم،

و «مجنون» كه آثار و نشاني از عقل در او ديده نمي‌شود،

و نیز «جُنّ» به معني سپر است که جنگجویان سر و گردن خود را با آن مي‌پوشاندند.

معمای اسرار آمیز ناپدید شدن دیوید لنگ !


آیا این امکان دارد که بشری، ناگهان در برابر دیدگان سایر مردم از روی کره ی زمین ناپدید شود؟

پیش از آنکه به این پرسش پاسخ گویید بهتر است به ماجرای مردی بنام «دیوید لنگ» نگاهی بیندازیم.

این رویداد شگفت انگیز به یک چشم برهم زدن، در یک بعد از ظهر روشن و آفتابی روز 23 سپتامبر سال 1880 در مزرعه ی دیوید لنگ که در چند کیلومتری شهر «گلاتین» در ایالت تنسی امریکا واقع است اتفاق افتاد.

مکانی که این رویداد در آن رخ داد، یک محل خوش منظره و باصفا بود.

خانه ی دیوید یک خانه ی آجری بود که درختان تاک، دیوارهای آن را پوشانده بود.

و رو به روی آن، چهل جریب چراگاه قرار داشت که دام ها در آن به چرا می پرداختند، و تابستان گرم و طولانی، چمن های این چراگاه را سوزانده بود.

در بعد از ظهر آن روز، دو فرزند دیوید که یکی هشت ساله و دیگری یازده ساله بود، با یک ارابه ی چوبی کوچک که پدرشان آن روز صبح برایشان خریده بود، بازی می کردند.

در این هنگام مادر و پدرشان از خانه بیرون آمدند.

خانم «لنگ» به شوهرش گفت : دیوید عجله کن تا فروشگاه ها تعطیل نشده مرا با درشکه به شهر برسان می خواهم قدری خرید کنم.

آقای لنگ در این هنگام به نرده ی کنار چراگاه رسیده بود و قصد داشت به دیدن اسب های زیبای خود برود.

در کنار نرده ایستاد و نگاهی به ساعت جیبی بزرگ خود انداخت و در همان حال به همسرش گفت: عزیزم تا چند دقیقه ی دیگر برمی گردم تا با هم به شهر برویم.

اما او هیچگاه بازنگشت.

زیرا دیوید لنگ تنها سی ثانیه با سرنوشت فاصله داشت!

بچه ها به درشکه ی یک اسبه ای که از میان جاده ی دور و دراز به سوی خانه می آمد اشاره کردند، بازی را کنار گذاشتند و به سوی قاضی «آگست پک» که در آن درشکه نشسته بود دویدند.

این مرد همیشه برایشان هدایایی می آورد.

خانم لنگ نیز این درشکه را دید.

دیوید نیز دستی به سوی قاضی تکان داد و روی خود را برگرداند تا به خانه باز گردد.

ولی هنوز بیش از شش قدم برنداشته بود که در برابر دیدگان همه ی حاضران ناپدید شد.

خانم لنگ فریادی کشید.

بچه ها نیز از آنچه اتفاق افتاده بود وحشت زده سر جایشان میخکوب شدند.

سپس همگی بی اراده به سوی نقطه ای که چند ثانیه پیش دیوید را در آنجا دیده بودند، دویدند.

قاضی پک و برادرزنش نیز که همراه او بود، از درشکه پیاده شدند و در مزرعه بنای دویدن گذاشتند.

هر پنج نفر آن ها به نقطه ای که دیوید لنگ در آنجا ناپدید شده بود رسیدند.

در آنجا حتی یک درخت، یک بته، و حتی یک سوراخ بر سطح زمین وجود نداشت و اصلا کمترین مدرک و اثری بر جای نمانده بود تا لااقل بتوان گفت بر سر دیوید چه آمده است!

همگی در آن اطراف به جستجو پرداختند تا شاید اثری از مرد گمشده بیابند، ولی جستجوی آن ها بی نتیجه بود.

خانم لنگ نیز دچار ناراحتی عصبی شد و در حالیکه پی در پی فریاد می کشید، او را به داخل خانه بردند.

در این هنگام همسایگان آن ها از صدای دیوانه بار ناقوص بزرگی که در حیاط عقبی وجود داشت، متوجه شدند واقعه ای مهم اتفاق افتاده است و آن ها نیز به نوبه خود زنگ ها را به صدا درآوردند.

غروب آفتاب گروهی از مردم، در حالیکه بیشتر آن ها فانوسی به دست داشتند در محل رویداد اجتماع کردند.

آن ها وجب به وجب سراسر مزرعه ای را که چند ساعت پیش، دیوید لنگ صحیح و سالم در آن ایستاده بود، مورد کاوش قرار دادند و ضمن جستجو پاهای خود را به زمین می کوفتند تا شاید سوراخی در آنجا پدیدار شود، اما کوشش آن ها نیز به نتیجه ای نرسید.

دیوید لنگ به گونه ی اسرار آمیزی در برابر دیدگان زن و دو فرزندش، و دو مرد دیگر ناپدید شد.

او یک لحظه در آنجا بود و لحظه ای دیگر اثری از او وجود نداشت!

تا چند هفته بعد، ماموران دولتی می کوشیدند مردمان کنجکاوی را که برای تماشای آن مزرعه ی اسرار آمیز ازدحام کرده بودند پراکنده سازند.

خانم لنگ از ضربه ی روحی که بر اثر این رویداد به او وارد شده بود به بستر بیماری افتاد و همه ی خدمتکاران، به جزء «سوکی» آشپز پیر خانواده، آنجا را ترک گفتند.

کسانی که هنوز از یافتن دیوید ناامید نشده بودند، زمین مزرعه را در نقطه ای که او ناپدید شده بود کندند، ولی جزء یک لایه سنگ آهک چیزی به دست نیاوردند.

هیچگاه برای دیوید مجلس ترحیمی برگزار نشد، و خانم لنگ نیز که تا چند سال پس از این رویداد زنده بود، همواره امیدوار بود که روزی شوهرش بازخواهد گشت.

سرانجام، او به قاضی پک اجازه داد که مزرعه را اجاره کند، اما حاضر نشد قطعه زمینی که دیوید در آن ناپدید شده بود را اجاره دهد، و تا زمانی که خانم لنگ زنده بود این چراگاه دست نخورده باقی ماند.

با گذشت زمان، هیجانی که پس از ناپدید شدن اسرار آمیز دیوید پدید آمده بود، کم کم فرونشست.

زمستان فرا رسید و پس از آن، بهار از راه رسید.

خانم لنگ اسبهایش را فروخت و قاضی پک اسب های خودش را در آن مزرعه به چرا مشغول کرد.

شگفت انگیز تر از حادثه ی ناپدید شدن دیوید، رویدادی بود که تقریبا هفت ماه پس از ناپدید شدن او رخ داد.

فرزندان او متوجه شدند که در نقطه ای که پدرشان را در آنجا دیده بودند، دایره ای از چمن به قط پنج متر روئیده بود.

هنگام غروب، همین که این دو کودک در کنار چمن ایستاده بودند، یکی از آن ها که یکدختر یازده ساله بود بی اختیار پدرش را صدا زد و لحظه ای بعد، در نهایت تعجب، صدای پدرشان را شنیدند… که با صدای ضعیفی درخواست کمک می کرد… این صدا همچنان ادامه داشت تا آنکه برای همیشه خاموش شد.

برگرفته از : هفته پارسی

بوگاتی ویرون، گران ترین اتومبیل حال حاضردر دنیا (البته شاید ماشین های عتیقه ای با قیمت بالاتر از این بتوانید بیابید.)


برچسب قیمت ۱.۷ میلیون دلاری این کوچولو، آن را به گران ترین اتومبیل حال حاضر دنیا تبدیل کرده است.

(البته شاید ماشین های عتیقه ای با قیمت بالاتر از این بتوانید بیابید.)

ممکن است که در راه بندان های شهری تجربه رانندگی با آن تفاوت چندانی با پراید ۱۱۱ نداشته باشد.

اما در یک جاده مناسب و خلوت، سرعت این بوگاتی به بیش از ۳۲۸ کیلومتر بر ساعت می رسد.

ولی هنگام رانندگی با بالاترین سرعت، شما تنها برای ۱۲ دقیقه رانندگی، سوخت در باک بوگاتی خواهید داشت.

البته از این بابت باید بسیار خوشحال باشید، زیرا اگر باک Bugatti Veyron کمی بیشتر جا داشت، در آن سرعت تایرهای ماشین بعد از ۱۵ دقیقه آتش می گرفتند.

البته این هم یک تخمین است که هنوز آزموده نشده!

www.shegeftiha