۱۳۸۹ آبان ۱۲, چهارشنبه

چه کسی با دختر پوتین ازدواج میکند ؟



افشای این موضوع که کاترینا دختر 24 ساله پوتین قرار است ازدواج کند (که از سوی یک روزنامه کره جنوبی منتشر شد) به نظر می‌رسد که اقدامات نخست وزیر روسیه برای دور نگه داشتن زندگی خصوصی و دخترانش از محافل عمومی را در خطر قرار داده است.
پوتین هم چنین بارها نسبت به این ادعا که ازدواج وی با مادر این دو دخترش مدتهاست پایان یافته، خشمگینانه واکنش نشان داده است.
به نوشته روزنامه دیلی تلگراف، روزنامه جونگ آنگ دیلی اعلام کرد که به این موضوع پی برده که دختر کوچکتر پوتین قرار است بزودی با پسر یون جونگ گو که در دهه 90 در سفارت کره در مسکو فعالیت کرده، ازدواج کند.

در این گزارش عنوان شد که پوتین در ابتدا با این ازدواج مخالف بوده اما پس از دیدار با داماد آینده نظرش را تغییر داده است.
پدر این جوان 26 ساله کره‌ای از این روزنامه درخواست کرده بود که این موضوع را گزارش ندهد
وی گفت: این زوج قرار است ازدواجشان را به طور رسمی اعلام کنند. لطفا اکنون در مورد ازدواج آنها مطلبی منتشر نکنید.
این روزنامه گزارش داد که دختر پوتین و این کره‌ای قرار است پس از ازدواج در کره جنوبی زندگی کنند. این دو از سال 1997 یکدیگر را می‌شناسند. گفته می‌شود این دو اخیرا در دانشگاه‌های آمریکا تحصیل کرده‌اند.
سخنگوی پوتین این گزارش را رد کرد.
اگرچه پوتین مشهورترین سیاستمدار روسیه است اما مردم عادی این کشور هیچ چیز درباره دختران وی نمی‌دانند و گفته می‌شود حتی نمی‌دانند آنها چه شکلی هستند.
منبع:jahannews.com

محاکمه پزشک ایرانی که زن امریکایی را (14قلو) باردار کرده بود !


پزشک ایرانی متخصص نازایی ساکن کالیفرنیا که روش درمان وی، برای یکی از بیمارانش موجب تولد ۱۴ فرزند شده، روز چهارشنبه به اتهام «اهمال و بی‌دقتی در درمان» بیمارش، دادگاهی شد.مایکل کامروا، دکتر ایرانی ، درمان نادیا سولمان را در سال ۱۹۹۷ آغاز کرد که، به گفته آقای کامروا، از نازایی رنج می‌برد و آرزو داشت که مادر ۱۰ فرزند بشود!
با تجویز لقاح مصنوعی از سوی آقای کامروا، نادیا سولمان در طول چندین سال شش فرزند به دنیا آورد که یکی از آن‌ها از مشکلات مغز و اعصاب و بیش‌فعالی رنج می‌برد و دوتای دیگر نیز به بیماری اوتیسم که با اختلالات رشدی همراه است، مبتلا هستند.
با این حال خانم سولمان که مطلقه است، با وجود داشتن شش فرزند باز بر داشتن فرزندان بیشتر اصرار داشت و به همین دلیل دکتر مایکل کامروا به درمان وی با کاشت نطفه در رحم ادامه داد که با این روش نادیا سولمان در ژانویه ۲۰۰۹ و در ۳۴ سالگی، هشت قلو به دنیا آورد.
اکنون دادگاه مایکل کامروا را به «بی‌دقتی» در درمان خانم سولمان و دو بیمار دیگر متهم کرده است و بر این باور است که با توجه به اصرار مداوم خانم سولمان به تولد فرزندان بیشتر، آقای کامروا می‌بایست وی را نزد مشاور بهداشت روان می‌فرستاده است!
در صورت رأی دادگاه مجوز فعالیت پزشکی مایکل کامروا ضبط می‌شود و این پزشک منطقه بورلی هیلز دیگر قادر به فعالیت در عرصه پزشکی نخواهد بود.
در جلسه روز چهارشنبه دادگاه دکتر کامروا، با استناد به مدارک پزشکی خانم سولمان اعلام شد که در سال ۲۰۰۸، دکتر کامروا ۱۲ نطفه را به طور همزمان در رحم خانم سولمان قرار داده و این در حالی است که بنا بر توصیه‌های پزشکی، قرار دادن بیش از دو نطفه در رحم زنی به سن و سال خانم سولمان به صلاح نیست.
آقای کامروا در کمتر از هشت سال، ۶۰ نطفه در رحم خانم سولمان قرار داده که در نهایت منجر به تولد ۱۴ نوزاد شده است. با این حال آقای کامروا در جلسه روز چهارشنبه در دفاع از خود توضیح داده است که در روش لقاح مصنوعی، تعداد نطفه‌ها اهمیتی ندارد و کیفیت نطفه‌ها حائز اهمیت است. آقای کامروا روز چهارشنبه زمانی که برای دفاع از خود در دادگاه حاضر شد، بارها به گریه افتاد.
وی افزود که بیش از بیست سال در بخش زنان و زایمان دانشگاه لس ‌آنجلس کالیفرنیا، یو سی ال ای، به کار مشغول بوده است.
سخنگوی دانشگاه لس آنجلس در این زمینه اعلام کرده است که آقای کامروا از سال ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۸ میلادی جزو «مدرسان داوطلب» بخش زنان زایمان این دانشگاه بوده و حقوقی نیز برای این کار دریافت نمی‌کرده است.
این در حالی است که شبکه سی‌ان‌ان نیز در اکتبر ۲۰۰۹ به نقل از سخنگوی «انجمن آمریکایی باروری» گزارش کرده بود که آقای کامروا پیشتر به دلیل عدم رعایت استانداردهای لازم، از این انجمن اخراج شده بود. دادگاه هنوز در مورد پرونده مایکل کامروا رأی نهایی را صادر نکرده است.
منبع: tabnak.ir

۱۳۸۹ آبان ۱۱, سه‌شنبه

"زنی را میشناسم من"، شعری زیبا و نسبتن جدید از خانم سیمین بهبهانی


زنی را می شناسم من

که در یک گوشه ی خانه

میان شستن و پختن

درون آشپزخانه

سرود عشق می خواند

نگاهش ساده و تنهاست

صدایش خسته و محزون

امیدش در ته فرداست

زنی را می شناسم من

که می گوید پشیمان است

چرا دل را به او بسته

کجا او لایق آنست

زنی هم زیر لب گوید

گریزانم از این خانه

ولی از خود چنین

پرسد

چه کس موهای طفلم را

پس از من می زند شانه؟

زنی آبستن درد است

زنی نوزاد غم دارد

زنی را با تار تنهایی

لباس تور می بافد زنی در کنج تاریکی

نماز نور می خواند

زنی خو کرده با زنجیر

زنی مانوس با زندان

تمام سهم او اینست

نگاه سرد زندانبان

زنی را می شناسم من....

که می میرد ز یک تحقیر

ولی آواز می خواند

که این است بازی تقدیر

زنی با فقر می سازد

زنی با اشک می خوابد

زنی با حسرت و حیرت

گناهش را نمی داند

زنی واریس پایش را

زنی درد نهانش را

ز مردم می کند مخفی

که

یک باره نگویندش

چه بد بختی چه بد بختی

زنی را می شناسم من

که شعرش بوی غم دارد

ولی می خندد و گوید

که دنیا پیچ و خم دارد

زنی را می شناسم من

که هر شب کودکانش را

به شعر و قصه می خواند

اگر چه درد جانکاهی

درون سینه اش دارد

زنی می ترسد از رفتن

که او شمعی ست در خانه

اگر بیرون رود از در

چه تاریک است این خانه

زنی شرمنده از کودک

کنار سفره ی خالی

که ای طفلم بخواب امشب

بخواب آری

و من تکرار خواهم کرد

سرود لایی لالایی

زنی را می شناسم من

که رنگ دامنش زرد است

شب و روزش شده گریه

که او نازای پردرد است

زنی

را می شناسم من

که نای رفتنش رفته

قدم هایش همه خسته

دلش در زیر پاهایش

زند فریاد که بسه

زنی را می شناسم من

که با شیطان نفس خود

هزاران بار جنگیده

و چون فاتح شده آخر

به بدنامی بد کاران

تمسخر وار خندیده

زنی آواز می خواند

زنی خاموش می ماند

زنی حتی شبانگاهان

میان کوچه می ماند

زنی در کار چون مرد است

به دستش تاول درد است

ز بس که رنج و غم دارد

فراموشش شده دیگر

جنینی در شکم دارد

زنی در بستر مرگ است

زنی نزدیکی مرگ است

سراغش را که می گیرد

نمی دانم؟

شبی در بستری کوچک

زنی آهسته می میرد

زنی هم

انتقامش را

ز مردی هرزه می گیرد

زنی را می شناسم من

زنی را....

«سیمین بهبهانی»

شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٩

۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

کلامی از شیخ بهائی


آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست، زيرا :

اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است !

اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است!

اگر بخشش كند، مي‌گويند افراط مي‌كند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گويند بخيل است!

اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است!!!

اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكاراست!!!

و اگر نكند میگويند كافراست و بی‌دين .....!!!

لذا نبايد بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد

و جز ازخداوند نبايد ازكسی ترسيد.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.

راهنمائی های مفید برای راحتی شما در امور منزل







براي خلاص شدن از مشكل مورچه‌ها پوست خيار را نزديك سوراخ مورچه‌ها قرار دهيد
دبراي به دست آوردن يخ پاك و تميز آب را اول بجوشانيد

براي درخشندگي آينه آن را با اسپرايت پاك كنيد

براي پاك كردن آدامس از روي لباس: لباس را به مدت 1 ساعت در فريزر قرار دهيد

براي سفيد كردن لباس هاي سفيد: لباس را همراه با يك تكه ليمو به مدت 10 دقيقه در آب داغ خيس كنيد

براي درخشندگي مو: يك قاشق سركه به موهاي خود زده سپس آب بكشيد

براي جلوگيري از ريزش اشك هنگام پوست كندن پياز آدامس بجويد

براي جوشاندن سريع سيب زميني پيش از جوشاندن سيب زميني را فقط از يك جهت پوست بگيريد

براي جوشاندن سريع تخم مرغ به آب آن نمك اضافه كنيد

براي امتحان تازه بودن ماهي: آن را در يك كاسه آب سرد بگذاريد در صورتي كه ماهي شناور شود تازه است
براي امتحان تازگي تخم مرغ:آن را در آب بگذاريد اگر به صورت افقي قرار گرفت تازه است.اگر به صورت كج قرار گرفت 3-4 روزه است.اگر عمودي قرار گرفت 10 روزه است.اگر شناور شد كهنه است
براي پاك كردن اثر جوهر از روي لباس: خمير دندان را روي لكه جوهر قرار دهيد و بگذاريد خشك شود سپس بشوريد

براي خلاص شدن از دست موش: در محلي كه موش را پيدا كرده‌ايد فلفل سياه بپاشيد. موشها فرار خواهند كرد

براي خلاص شدن از دست حشرات در هنگام شب: برگهاي نعنا را نزديك تخت و بالش و در اطراف اطاق خود قرار دهيد

در باره تاریخچه سرود جاودانی "ای ایران" بیشتر بدانید !




در شهریور 1323زمانی که نیروهای
انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال
کرده بودند، حسین گل گلاب تصنیف سرای
معروف، از یکی از خیابان های معروف شهر
می گذرد.
او مشاهده می کند که بین یک سرباز
انگلیسی و یک افسر ایرانی بگو مگو می
شود و سرباز انگلیسی، کشیده محکمی در
گوش افسر ایرانی می نوازد.
گل گلاب پس از دیدنِ این صحنه، با چشمان اشک آلود به
استودیوی روح الله خالقی (موسیقی دان)
می رود و شروع به گریه می کند.
غلامحسین بنان می پرسد ماجرا چیست؟
اوماجرا را تعریف می کند و می گوید:
کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی
گوش نظامی ایرانی بزند ! سپس کاغذ و
قلم را بر می دارد و با همان حال، می
سراید:

ای ایران ای مرز پرگهر

ای خاکت سرچشمه ی هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی و جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم...

همانجا، خالقی موسیقی آن را می نویسد و
بنان نیز آن را می خواند و ظرف یک هفته،
تصنیف "ای ایران" در یک ارکستر بزرگ اجرا
می شود.
سرود «اي ايران» دقيقا در 27 مهر ماه سال
1323 در تالار دبستان نظامي [دانشکدۀ
افسري فعلي] و در حضور جمعی از
چهره‌هاي فعال در موسيقي ايران متولد
شد. شعر اين سرود را «حسين گل گلاب»
استاد دانشگاه تهران سروده بود، و از
ويژگي‌هاي آن، اول اين است که تک‌تک
واژه‌هاي به کار رفته در سروده، فارسي
است و در هيچيک از ابيات آن کلمه‌اي معرب
يا غير فارسي وجود ندارد. سراسر هر سه
بند سرود، سرشار از واژه‌هاى
فارسى است. زبان پاكيزه‌اى كه هيچ واژه
بيگانه در آن راه پيدا نكرده است، و با اين
همه هيچ واژه‌اى نيز در آن مهجور و
ناشناخته نيست و دريافت متن را دشوار
نمى‌سازد.

دومين ويژگي سرود «اي ايران» در بافت و
ساختار شعر آن است، به‌گونه‌اي که تمامي
گروه‌هاي سني، از کودک تا بزرگ‌سال
مي‌توانند آن را اجرا کنند. همين ويژگي
سبب شده تا اين سرود در تمامي مراکز
آموزشي و حتي کودکستان‌ها قابليت اجرا
داشته باشد.

و بالاخره سومين ويژگي‌اي که براي اين
سرود قائل شده‌اند، فراگيري اين سرود به
لحاظ امکانات اجرايي است که به هر گروه يا
فرد، امکان مي‌دهد تا بدون ساز و آلات و
ادوات موسيقي نيز بتوان آن را اجرا کنند.

آهنگ اين سرود که در آواز دشتي خلق
شده، از ساخته‌هاي ماندگار «روح‌الله
خالقي» است. ملودي اصلي و پايه‌اي کار
، از برخي نغمه‌هاي موسيقي بختياري که از
فضايي حماسي برخوردار است، گرفته
شده.

سرود در اجراي نخست خود به‌صورت کر
خوانده شد. اما ساختار محکم شعر و
موسيقي آن سبب شد تا در دهه‌هاي بعد
خوانندگان مطرحي همانند «غلاحسين
بنان» و نيز «اسفنديار قره‌باغي» آن را
به‌صورت تک‌خواني هم اجرا کنند.
در سالهاي اوليه پس از انقلاب، اين سرود
براي مدت کوتاهي به‌عنوان «سرود ملي»
از راديو و تلويزيون ايران پخش مي‌شد، اما
بعدا چند سالي از رسانه‌هاي داخلي حذف
شد تا در دهۀ اخير که باز در مناسبت‌هاي
مختلف تاريخي، آن را مي‌شنويم.

ای ایران ای مرز پر گهر

ای خاكت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی و جاودان

ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم

جان من فدای خاك پاك میهنم

مهر تو چون شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاك ایران ما

سنگ كوهت دُر و گوهر است

خاك دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل كی برون كنم

برگو بی مهر تو چون كنم

تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست

نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پیشه ام

دور از تو نیست ، اندیشه ام

در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما

پاینده باد خاك ايران ما

ایران ای خرم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیكرم

جز مهرت بر دل نپرورم

از … آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم

مهرت ار برون رود چه می شود دلم

مهر تو چون ، شد پیشه ام

دور از تو نیست ، انديشه ام

در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما

پاینده باد خاك ایران ما

آشنایی با مدیرعامل جدید و ایرانی Youtube


در خبرها داشتیم که چاد هورلی یکی از بنیانگذاران سایت مشهور Youtube کار کناره‌گیری کرد. بعد از خرید Youtube توسط گوگل به قیمت ۱٫۶۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ وی همچنان مدیرعامل یوتیوب باقی مانده بود که سرانجام امروز از کار خود کناره گیری و ترجیح داد زین پس به عنوان مشاور در کنار این سایت باشد. اما جایگزین وی و مدیرعامل جدید Youtube یک ایرانی-آمریکایی مشهور به نام سالار کمانگر است . سالار کمانگر پیش از این معاون بخش برنامه های تحت وب گوگل ( جیمیل ، تقویم ، بلاگر و … ) بوده که در این پست به معرفی وی خواهیم پرداخت.
سالار کمانگر متولد سال ۱۹۷۷ یک ایرانی – آمریکایی و فارغ‌التحصیل در رشته بیولوژی از دانشگاه استفورد آمریکا است . وی در ۲۲ سالگی به گوگل پیوست و بعد از ۷ سال به یکی از کارمندان کلیدی و اصل این شرکت بزرگ تبدیل شد. یکی از مهم ترین موفقیت های وی ابداع سیستم تبلیغات گوگل یا همان Google Adwords است که سهم عمده ای در پیشرفت و موفقیت وی و همچنین توسعه گوگل داشت. کمانگر در مصاحبه ای که حدودا ۴ سال پیش با مجله معروف businessweek انجام داد درباره اینکه چه طور وی از علم پزشکی به فناوری اطلاعات روی آورده گفته :
اوایل که به مدرسه می‌رفتم ، بسیار مشتاقانه خیال پزشک شدن را در سر می‌پروراندم ،تا اینکه زمانی را به تماشای طبابت پزشکان اختصاص دادم. از آن به بعد بسیار مشتاق شدم که دانشمند شوم. ولی روز به روز بیشتر متوجه می‌شدم که این کار هیجان‌آور نیست. بعدها وقتی دو هفته به صورت پاره‌وقت در گوگل مشغول شدم ، فهمیدم که اعمالی که این کار من را با آنها درگیر می‌کند ، به من انرژی می‌دهد. درسی که من آموختم این بود که تنها تصور و خیالی که از یک کار داریم کافی نیست و باید از اینکه یک حرفه به صورت روزانه هیجان و انگیزه لازم را فراهم می‌کند ، مطمئن شویم.
وی که پیش از این جوانترین مدیر گوگل بوده اکنون به سمت مدیرعاملی یکی از مهم ترین زیرمجموعه های گوگل یعنی Youtube رسیده است.سایتی که این روزها بی شک قوی ترین سایت برای به اشتراک‌گذاری ویدیو است که قطعا همه اهالی وب با آن آشنا هستند. کمانگر رمز موفقیت خود را شروع کار در سنین پایین و رسیدن به مرز تجربه کامل در جوانی و استخدام شدن در گوگل می داند. وی درباره گوگل می گوید :
وی همچین به جوانان و کسانی که دوست دارند مثل وی شوند توصیه می کند که بعد از فارغ التحصیل شدن در رشته خود ؛ ذهنتان را مشغول بدست آوردن یک شغل و کار عالی نکنید. به سمت شغلی بروید که علاقه دارید و به آن جذب شوید و بعد از مدتی در آن شغل پیشرفت کرده و به مقام های بالای آن برسید
/persianload.com/