۱۳۸۷ آبان ۲۷, دوشنبه

سن زمين - سن انسان


فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم.
در اينصورت كره زمين مانند فردی 46 ساله خواهد بود که هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره‌ي سال‌هاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده‌اي داريم.
اما اين را مي‌دانيم كه در سن 42 سالگي، گياهان و جنگل‌ها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده‌اند. اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود.
يعني زمين آن‌ها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد. و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت.
انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است.
بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي‌گذرد و حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره‌ي 46 ساله آورده است. او طي 40 ثانيه بيولوژيكي، از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است او خودش را به نسبت‌هاي سرسام‌آوري زياد كرده، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است.
سوخت‌هاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است و الان مثل كودكي معصوم و بي تقصير! ايستاده و به اين حمله‌ي برق آسا نگاه مي‌كند.
(و آنوقت خود را اشرف مخلوقات و نماینده برحق خدا بر روی زمین هم میداند!) همان خدا به او رحم کند انشاءالّه !

۱۳۸۷ آبان ۲۶, یکشنبه

خطای دید : ایا این طرح ها متحرکند یا ثابت ؟!





توجه فرمائید که هیچ یک از این طرح ها با استفاده از ANIMATION ساخته نشده اند و فقط خطای دید باعث میگردد که متحرک به نظر بیایند. لطفا برای واضح دیدن تصاویر و مشاهده بهتر حرکت انها ، بر روی هر یک از انها کلیک کنید.

۱۳۸۷ آبان ۲۵, شنبه

به سلامتی !


به سلامتیِ درخت ! نه به خاطرِ ميوه‌ش،بلکه به خاطرِ سايه ا‌ش.
به سلامتیِ ديوار ! نه به خاطرِ بلنديش ، واسه اينکه هيچ‌وقت پشتِ آدم رو خالی نمي‌کنه.
به سلامتیِ دريا ! نه به خاطرِ بزرگيش ، واسه يک ‌رنگيش.
به سلامتیِ سايه ! که هيچ‌وقت آدم رو تنها نمي گ‌ذاره.
به سلامتیِ پرچم ايران ! که سه‌رنگه.
به سلامتی تخم‌مرغ ! که دورنگه.
به سلامتی رفيق ! که يه‌رنگه.
به سلامتیِ همه اونايی که دوستشون داريم و نمي‌دونن ،یا اینکه دوسمون دارن و نمي‌دونيم.
به سلامتیِ نهنگ ! که گنده‌لات درياست.
به سلامتیِ ز نجير! نه به خاطر اين‌که درازه ، بلکه به خاطر اين‌که به هم پيوستس.
به سلامتیِ خيار ! نه به خاطر «خ» اش ، فقط به خاطر «يار»ش.
به سلامتیِ شلغم ! نه به خاطر «شل» اش ، بلکه به خاطر «غم»ش.
به سلامتیِ کرم خاکی ! نه به خاطر کرم‌بودنش، بلکه به خاطر خاکی‌بودنش.
به سلامتیِ پل عابر پياده ! که هم مردا از روش رد مي‌شن هم نامردا !
به سلامتيِ برف ! که هم روش سفيده هم توش !
به سلامتيِ رودخونه ! که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچيکو دارن.
به سلامتيِ گاو ! که نمي‌گه "من" ، بلکه مي‌گه "ما".
به سلامتيِ دريا ! که ماهی گنديده‌ها شو دور نمی‌ريزه.
به سلامتیِ اونی که هميشه راستشو مي‌گه.
به سلامتیِ سنگ بزرگ دريا ! که سنگای ديگه رو می‌گيره دورش.
به سلامتیِ بيل ! که هرچه ‌قدر بره تو خاک ، بازم خاکی تر می‌شه.
به سلامتیِ دريا ! که قربونياشو پس مي‌آره.
به سلامتیِ تابلوی ورود ممنوع ! که يه ‌تنه يه اتوبان رو حريفه.
به سلامتیِ عقرب ! که به ذلت تن نمی‌ده (اخه میگن عقرب وقتی تو آتیش می‌ره و دورش همش آتيشه ، با نيشش خودش رو مي‌کُشه که کسی ناله‌هاشو نشنوه)
به سلامتیِ سرنوشت ! که نمي‌شه اونو از سر نوشت.
به سلامتیِ سيم خاردار ! که پشت و رو نداره.

اطلاعات جالبی در مورد تاریخچه و علت نام گذاری بعضی از محله های تهران













شاید هر روز نام چند محله تهران را بشنویم بی آنکه بدانیم چرا به این نامها معروف شده اند. با استفاده از منابعی چون کتاب اول و ویکی پدیا و دیگر منابع در وب اطلاعاتی درباره نام برخی محله‌های تهران اطلاعاتی گرداوری شده که در ادامه می خوانید.
سید خندان : سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی‌های او زبانزده مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.
فرمانیه : در گذشته املاک زمینهای این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.
فرحزاد : این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.
شهرک غرب : دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.
آجودانیه : آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.
اقدسیه : نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.
جماران : زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگ‌های بزرگ به دست می آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، یعنی محل بدست آمدن جمر نامیده‌اند
پل رومی : پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عده‌ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است‌.
جوادیه : بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.
داودیه (بین میرداماد و ظفر) : میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش‌، میرزا داودخان‌، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت‌.
درکه : اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است دانسته اند.
دزاشیب (در نزدیکی تجریش) : روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند.
زرگنده : احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.
قلهک : کلمه قلهک از دو کلمه "قله‌" و "ک‌" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله‌، مخفف کلات به معنای قلعه است‌. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه‌های لشگرک‌، ونک و شمیران بوده است‌، به آن( قله- هک) گفته شده است‌.
کامرانیه : زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان‌، وزیر امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه‌، با خرید زمین‌های حصاربوعلی‌، جماران و نیاوران‌، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین‌ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.
محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک) :در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محمودیه نامید.
نیاوران : نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت‌) ؛"ور" (صاحب‌) و "ان‌" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت‌.
ونک : نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می‌شود.
یوسف آباد : منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.
پل چوبی : قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست‌، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.
شمیران : نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که‌ یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.
گیشا : نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کی نژاد و شاپوری) میباشد.
منیریه (در جنوب ولیعصر) : منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران‌میرزا، یکی از صاحب‌منصبان قاجار، به نام منیر گرفته شده‌است.
منبع : Kamal Parham

۱۳۸۷ آبان ۲۴, جمعه

تکنیکی برای تولید الماس از تکیلا


دانشمندان مکزیکی می گویند شیوه ای برای تولید الماس مصنوعی از تکیلا، که مشروب محبوب این کشور است، پیدا کرده اند.
این اکتشاف خارق العاده توسط فیزیکدانان "دانشگاه مستقل ملی" مکزیک انجام شده است و می تواند کاربردهای متعدد صنعتی داشته باشد.
با این حال کریستال های الماس که به این ترتیب به دست آمده باشد ریزتر از آن است که بتوان از آن برای ساخت جواهرآلات استفاده کرد.
مکزیک سالانه صدها میلیون لیتر تکیلا تولید می کند و فروش سالانه آن فقط به آمریکا حدود 500 میلیون دلار است.
میگل آپاتیکا سرپرست تیم دانشمندان نحوه انجام آن را برای بی بی سی توضیح داد:
"پیش از هر چیز مایع تکیلا را با استفاده از حرارت زیاد بخار می کنیم. ملکول های گاز سپس به ذرات کوچک تجزیه می شوند. بعد دما را باز هم بالاتر می بریم - یعنی به حدود 800 درجه سانتیگراد می رسانیم."
او افزود: "نتیجه نهایی این است که اتم های کربنی به دست می آوریم که بعد نشست کرده و یک ورقه نازک الماس تشکیل می دهند."
این کریستال های مصنوعی الماس تنها با میکروسکوپ الکترونیکی قابل رؤیت هستنتد.
هرچند نمی توان از آنها برای ساخت جواهرآلات استفاده کرد اما کاربردهای عملی متعددی دارند.
می توان برای ساخت تراشه های کامپیوتری از آنها به جای سیلیکون استفاده کرد. کاربرد دیگر آن این است که می تواند یک ابزار ظریف برش در عمل های پزشکی باشد.
یکی از مزایای ساختن ورقه الماس از تکیلا این است که به نهایت ارزان تمام می شود.
دانشمندان دریافتند که حتی ارزان ترین نوع تکیلا - بطری 3 دلاری آن - نیز برای ساختن الماس کافی است.

BBC Persian

۱۳۸۷ آبان ۲۱, سه‌شنبه

تصاویری از یکی از پارکینگهای هواپیماهای جنگی در امریکا !











کتاب سال اول دبستان ، چاپ ویژه !


الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه ،بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداكار پير شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره، مرغا هورمون خوردن وخروس شدن، خروسا مامانی شدن برای مرغا عشوه میان و ناز میکنن، سن ازدواج مرغا بالا رفته دیگه تخم نمی کنند،چوپان دروغگو عزيز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن مامانشونم دو سه روزیه رفته تایلند گیساشو ببافه، دارا و سارا رفتن فرانسه کبابی باز کردن، كوكب خانم رفته یه ماکروفر سامسونگ خریده و دیگه حوصله مهمونداری رو نداره و جواب تلفن رو هم نمیده، كبري موهاشو مش کرده و تصميم گرفته دماغشو عمل كنه، روباه و كلاغ دستشون تو يه كاسست، حسنك گوسفنداشو فروخته و پیکان خریده مسافرکشی می‌کنه، آرش كمانگير معتاد شده و دیگه سنگ هم نمی تونه پرت کنه، شيرين، خسرو و فرهاد رو پيچونده و با دوست پسرش رفته کوهرنگ اسکی، رستم و اسفنديار اسباشونو فروختن و موتور خریدن ميرن كيف قاپي،پتروس از بس با دوست دختراش چت کرده انگشت درد گرفته و دیگه نمی تونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد، خانواده آقای هاشمی دیگه بنزین ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشی هم از راه و سفر ندارن چون آخرین باری که تو راه گوشت کبابی خریدن چوپان دروغگو گوشت خر بهشون فروخته، لک لکه دیگه نیاز نداره دو ساعت مخ ماهیا رو بپیچونه که ببردشون به یه رودخونه بزرگتر و پر آب تر تا اونجا بخوردشون چون ماهیا ترجیح میدن لک لکه تو آسمون بخوردشون تا اینکه از فرط بی آبی و تشنگی تو برکه خودشون واسه یه چکه آب له له بزنن...
راستي چي به سر ما اومده ؟!