ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۱۰, یکشنبه

اعتماد به نفس داشته باشید


آیا تا به حال آرزو کرده‌اید که ای کاش اعتماد به نفس و خودباوری بیشتری داشتم ؟

آیا منتظرید کارهای خاص، مشخص و از قبل تعیین شده‌ای را در زندگی خود به انجام برسانید تا بعد از آن احساس اعتماد به نفس و خودباوری کنید ؟ آیا به هیچ کاری دست نمی‌زنید یا با بی‌علاقگی و بی‌میلی کارهایتان راانجام می‌دهید، به این امید که روزی اعتماد به نفس و خودباوری به طرزی معجزه‌آسا به سراغتان بیاید ؟
اغلب ما فکر می‌کنیم که اعتماد به نفس یعنی اینکه به توانایی‌های خوداعتماد و ایمان داشته باشیم اما با این نوع نگرش، شما زمانی احساس اعتمادبه نفس می‌کنید که کاری را بدون ایراد و هیچ عیب و نقصی انجام دهید؛ حال انکه اعتماد به نفس واقعی آن است که روی آگاهی و توانایی‌های ما نیزتاثیر بگذارد.اعتماد به نفس احساس ترسی است که شما از انجام کاری دارید، اما به‌رغم آگاهی از این ترس به انجام آن اقدام می‌کنید. ادراکی که از خودتان دارید،تاثیر بسیار زیاد و شگفت‌ انگیزی بربرداشت دیگران نسبت به شما دارد.تعبیر شما از خودتان یک واقعیت است؛ هر چه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر خواهد شد. راه هایی وجود دارد که شمامی‌توانید با آگاهی از آنها، پایه‌های اعتماد به نفس خود را بنا کنید. به وسیله این راهکار شما می‌توانید تاثیر ذهنی‌ای را که برای دستیابی به این پتانسیل نیاز دارید، به دست آورید.
خوب لباس بپوشید: اگر چه نوع لباس انسان برای او شخصیت نمی‌آورد وانسانیت آدم‌ها به نوع پوشش آنها نیست اما نوع پوشش انسان در چگونگی احساس او نسبت به خودش موثر است. هیچ‌کس نمی‌تواند بیش از آنچه از ظاهرشما می‌بیند از شما شناخت و آگاهی داشته باشد. هنگامی که ظاهر شما خوب به نظر نمی‌رسد، طرز تلقی شما را نسبت به خودتان تغییر می‌دهد و باعث می‌شودهمین تاثیر را بر دیگران نیز بگذارید. با مراقبت و رسیدگی به وضع ظاهرتان از این مزیت خود بهره‌مند شوید.در واقع اعتماد به نفس نتیجه باور قلبی و درونی شماست به توانایی‌ها وقابلیت‌هایتان؛ حتی اگر از پس کاری برنیایید و شکست بخورید.
تند راه بروید: یکی از آسان‌ترین روش‌های گفتن اینکه یک شخص چه احساسی نسبت به خودش دارد، امتحان راه رفتن اوست. آیا آهسته راه می‌رود؟ راه رفتن او ناشی از خستگی است و آیا با زحمت و پردردسر به نظر می‌رسد یاپرانرژی و با عزم و اراده است؟ افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند،تند راه می‌روند؛ آنها هدف مشخصی را در نظر دارند که به سوی آن گام برمی‌دارند؛ قرار ملاقات و کار مهمی برای انجام دادن دارند. حتی اگر شمابرای رسیدن به مقصد خود عجله ندارید، می‌توانید اعتماد به نفس خود را بابرداشتن گام‌هایی با عزم و اراده نشان دهید؛ 25 درصد تندتر راه رفتن باعث می‌شود شما مهمتر به نظر برسید.
قرار گرفتن در حالتی خوب و راحت:‌ راه رفتن هر شخص برای خود داستانی به همراه دارد؛ افرادی که شانه‌های افتاده‌ای دارند و بی‌حال حرکت می‌کنند،افرادی هستند که فاقد اعتماد به نفس هستند. آنها نسبت به کاری که انجام می‌دهند علاقه‌مند و پرشور و شوق نیستند و از نظر دیگران نیز مهم به نظرنمی‌رسند. به وسیله تمرین کردن قرار گرفتن در حالت و وضعیت خوب، شما خودبه خود از احساس اعتماد به نفس بیشتری برخوردار خواهید شد؛ به طور مستقیم و ثابت بایستید، سرتان را بالا نگه دارید و با چشمانتان با دیگران ارتباط برقرار کنید. بدین گونه، شما تاثیر مثبتی بر دیگران می‌گذارید و خودتان نیز متعاقبا احساس هوشیاری و قدرت و اختیار بیشتری دارید.
تبلیغ شخص: یکی از بهترین راه‌های ساختن اعتماد به نفس گوش دادن به سخنان الهام‌بخش و انگیزه‌دهنده است. متاسفانه فرصت گوشت دادن به حرف‌های یک سخنران بزرگ بسیار محدود و کم است. شما می‌توانید آن را با یک تبلیغ ساده جبران کنید؛ 30 تا 60 ثانیه از یک گفتار انرژی‌بخش، نکات برجسته و اهداف خود را بنویسید. سپس جلوی آینه بایستید و هر چه را که می‌دانید به افزایش اعتماد به نفس شما کمک می‌کند، با صدای بلند برای خود تکرار کنید.
سپاسگزاری و قدردانی: وقتی شما بر چیزی که می‌خواهید بیش از اندازه تمرکزکنید، ذهن شما دلایلی برای نداشتن آن خلق می‌کند. این باعث می‌شود که ذهن شما هوشیارتر شود. بهترین راه، تمرکز همیشگی بر حق‌شناسی و سپاسگزاری است. در طول روز وقتی را اختصاص دهید تا از کسانی که شایسته سپاسگزاری هستند، قدردانی به عمل آورید. موفقیت‌های گذشته را به یاد آورید؛ مانندمهارت‌های خاص و ویژه، لحظات مثبت. شما تعجب خواهید کرد که چطور این قدرشناسی بیشتر، باعث می‌شود که در راه موفقیت گام بردارید.
تعریف کردن از دیگران: هنگامی که ما درباره خودمان احساس منفی داشته باشیم، اغلب نسبت به دیگران نیز احساساتی بی‌پایه و اساس، ناشی از توهین و بی‌احترامی داریم. این چرخه معیوب را بشکنید. عادت کنید از دیگران تعریف و تمجید کنید و بگذارید که این عادت در شما نهادینه شود. از بدگویی و توهین پشت‌سر دیگران خودداری کرده و سعی کنید از اطرافیانتان تعریف وتمجید کنید؛ بدین ترتیب احساس خوبی خواهید داشت و پایه‌های اعتماد به نفس خود را پی‌ریزی خواهید کرد . با جست‌وجوی بهترین‌ها در وجود دیگران، شمامستقیما بهترین‌ها را در وجود خود نیز کشف خواهید کرد.
در ردیف جلو بنشینید: در مدرسه، محل کار و محافل عمومی در گوشه و کناردنیا، مردم همیشه تلاش می‌کنند که ردیفی را در انتهای اتاق برای نشستن انتخاب کنند. بیشتر مردم ترجیح می‌دهند در ردیف‌های عقبی بنشینند زیراآنها از اینکه مورد توجه واقع شوند، هراس دارند. این واکنش ناشی از عدم اعتماد به نفس است. با این تصمیم که بعد از این ردیف‌های جلویی را برای نشستن انتخاب کنید، شما می‌توانید با غلبه براین ترس‌های نامعقول، اعتمادبه نفس خود را بالا ببرید. همچنین شما به عنوان افرادی مهم که ردیف‌های جلو را انتخاب کرده‌اید، بیشتر مورد توجه و گفت‌وگو قرار خواهید گرفت.
بلند صحبت کنید: بسیاری از مردم در طول بحث‌های گروهی هرگز بلندصحبت نمی‌کنند زیرا می‌ترسند دیگران فکر کنند آنها چه حرف‌های بی‌ارزشی می‌زنند. این ترس در واقع به حق و سزاوار نیست.به طور کلی مردم همان تصویری را که ما از خود داریم، می‌پذیرند و مبنای رفتار بیشتر آنها نیز با ما دقیقا براساس همان ترس‌های ما خواهد بود

/from : dragon

تصاویری از تروریستها و صحنه های در گیری در مامبئی (بمبئی)
















ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۹, شنبه

مراسم انتخاب زيباترين زنداني زن در كلمبيا






هر ساله مراسم انتخاب زيباترين زنداني در زندان زنان واقع در بوگوتا (پايتخت كلمبيا) برگزار مي شود و طي اين مراسم زيباترين دختر باكره زنداني در كلمبيا انتخاب مي شود.
امسال نيز اين مراسم برگزار شد و دوشيزه Yuri Uribeبه عنوان زيباترين زنداني انتخاب شد.
او به جرم حمل مواد مخدر به تحمل ۵ سال حبس محكوم شده است
/بسوی ازادی

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۶, چهارشنبه

مرغ عشقی با ظاهری بسیار عجیب اما زیبا











و این هم یک قوی بسیار زیبا با پرهای سیاه


روستای ادم کوتوله ها (لی لی پوت ها) در قلب کویر لوت ایران


حتما تعجب خواهيد كرد وقتي بدانيد ايران هم جايي دارد شبيه لي لي پوت، سرزمين افسانه هاي داستان گاليور.
روستاي ماخونيك كه در اطراف شهر بيرجند واقع شده است، به دليل قد و قامت كوتاه ساكنان آن به لي لي پوت مشهور است گرچه اين روستاي كوچك، به خاطر قد و قامت مردمانش مشهور نشده است، بلكه دلايل ديگري نيز داردعلت مشهورشدن روستاي ماخونيك در142 كيلومتري شهرستان بيرجند واقع در استان خراسان جنوبی - آداب، رسوم و فرهنگ خاص مردمانش است.
در روستاي ماخونيك نه تنها نحوه زندگي كه محل سكونت نيز ساده و ابتدايي است. خانه هاي روستاييان ماخونيك داراي شكل هندسي خاصي نيست و تمام امكانات زندگي دريك اتاق جاي گرفته است.
آداب و رسوم ساكنان روستا از نحوه قضاوت تا شيوه كشاورزي و از چگونگي تقسيم ارث تا بازي ها همگي از گذشته هاي دور جريان داشته و اغلب آنها دست نخورده باقي مانده است .
به گزارش ميراث خبر، روستاي ماخونيك پيش از اين به عنوان منطقه كوتوله ها مطرح شده بود و قد متوسط مردم اين روستا مي تواند ناشي از ازدواج فاميلي و نوع تغذيه آنها باشد
از ماخونيك تا مرز افغانستان در حدود نيم ساعت راه است و اهالي ماخونيك اصليت افغاني دارند كه در حدود سه چهار قرن پيش به اين ناحيه آمده اند و اينجا را براي سكونت انتخاب كرده اند. ازدواج فاميلي ميان كوتاه قدها و نوع تغذيه باعث شده بود كه افراد روستاي ماخونيك كوتاه قد باشند ولي چند سالي مي شود كه با تغيير وضعيت تغذيه اهالي و مصرف قرص و قطره آهن، نسل جديد بهتر شده اند. براي وارد شدن به خانه هاي روستاي ماخونيك بايد كمر را خم كرد. در داخل خانه هم نمي شود راست راست ايستاد. ظاهراً از آنجا كه هواي آن ناحيه سرد است مردم خانه ها را كوچك و كم ارتفاع مي سازند تا راحت تر گرم شوند.
مردم ماخونيك تا 50 سال پيش، چاي نمي نوشيدند، شكار نمي كردند و اصلاً گوشت هم نمي خوردند و هنوز سيگار نمي كشند. مردم ماخونيك اين قبيل كارها را گناه مي دانستند. ورود تلويزيون به اين روستا به معناي ورود شيطان بود و اهالي تا چند سال پيش به تلويزيون مي گفتند شيطان. آنها هرگز اجازه نمي دادند كودكان پاي صفحه تلويزيون بنشينند و جادو شوند.

بعضی سرطانها خود به خود خوب میشوند !



تحقیقات جدید نشان می‌دهد که برخی موارد سرطان ممکن است خود به خود برطرف شود.
سال‌هاست پژوهشگران علوم پزشکی می‌دانند که برخی از موارد سرطان ممکن است به خودی خود و در طول زمان برطرف شود. از جمله سرطان خفیف کلیه یا تومورهای سرطانی در سیستم عصبی نوزدان.
اما این‌گونه موارد معمولا استثنا تلقی می‌شده‌اند و بر پایه منطق رایج در علم پزشکی، هر مورد از بروز سرطان را باید درمانی سریع و همه‌جانبه کرد.
تحقیقاتی که طی سال‌های اخیر در مورد سرطان سینه در نروژ انجام شده است نشان می‌دهد که حتی در مواردی مانند سرطان‌های رو به گسترش نیز ممکن است به خودی خود و به مرور زمان برطرف شود.
البته در حال حاضر نتایج این تحقیقات هیچ تأثیر عملی در روش درمان سرطان نخواهد داشت؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت تشخیص دهد که کدام نوع از سرطان‌های کشف شده از نوع «گسترش یابنده و کشنده» است و کدام مورد از جمله مواردی است که خود به خود برطرف می‌شود.
در تحقیقات جدید وضع سلامتی دو گروه تقریبا ۱۰۰ هزار نفری از زنان ساکن نروژ طی چند سال از نزدیک مورد بررسی قرار گرفت.
مطالعه روی گروه اول از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷ انجام شد. از آنجا که ماموگرافی در نروژ از سال ۱۹۹۶ همگانی شد، بنابر این در مورد این گروه، فقط طی یک سال آخر دوره مطالعه، این آزمایش انجام گرفت.
سلامت گروه دوم، که شامل حدود ۱۰۰ هزار نفر دیگر از زنان نروژی بود، در فاصله سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ بررسی می‌شد و تقریبا در مورد همه آنها در طول مدت مطالعه، آزمایش ماموگرافی به طور مرتب انجام می‌گرفت.
نتیجه این تحقیقات به طور معمول باید نشان می‌داد که درصد ابتلا به سرطان سینه در میان هر دو گروه ۱۰۰ هزار نفری یکسان بو ده است.
اگر زن مبتلا بداند که عارضه او کشنده نیست و از جمله مواردی است که در طول زمان برطرف خواهد شد، مسلما با توان و روحیه بهتری می‌تواند با این بیماری مقابله کند.
اما نتیجه ثابت کرد که در میان گروه دوم، گروهی که آزمایش ماموگرافی در مورد آنان به شکل مستمر انجام می‌شد، ابتلا به سرطان سینه حدود ۲۰ درصد بیشتر از گروه اول بوده است.
پژوهشگران معتقدند که عوامل دیگری می‌تواند در این نتیجه گیری مؤثر بوده باشد اما قطعا عامل اصلی آن است که تومور یا غدد سرطانی در سینه درصدی از این زنان، بدون آنکه تشخیص داده شده باشد، به مرور زمان ترمیم یافته و برطرف شده است.
پژوهشگران بعید می‌دانند که انجام آزمایش ماموگرافی عامل افزایش میزان ابتلا به سرطان سینه باشد.
همچنین، با توجه به محدودیت اطلاعات پزشکی در مورد نحوه گسترش و رشد غدد سرطانی، کسی با نمی‌تواند با قاطعیت بگوید که در چه مرحله‌ای یا تا چه حدی باید آزمایش ماموگرافی را ادامه داد.
نکته دیگری که به آن اشاره می‌شود احتمال تأثیرگذاری «هورمون درمانی» در دوره یائسگی بر افزایش احتمال ابتلا به سرطان است.
با این حال، پژوهشگران نروژی معتقدند که آمار این گروه از زنان در تحقیقات آنها درصد بسیار ناچیزی را تشکیل می‌دهد و تفاوت ۲۰ درصدی ابتلا به سرطان بین دو گروه را توجیه نمی‌کند.
مداخله پزشکان برای درمان یک غده کوچک سرطانی در سینه زنان ممکن است در مواردی به تشدید فعالیت سلول‌های سرطانی در مراحل بعدی منجر شود.
اما اگر آن غده به حال خود رها شود شاید، در درصدی از موارد، به مرور زمان برطرف و ترمیم شود.
برخی از دانشوران می‌گویند که این تحقیقات در نروژ طراحی و روش تحقیق مناسبی نداشته است و نتایج آن می‌تواند گمراه کننده باشد.
اما مسئولان این پروژه معتقدند که برای انجام چنین تحقیقات میدانی گسترده‌ای راه دیگری وجود نداشته است.
به هر روی، پزشکانی که هر روزه با زنان مبتلا به سرطان سینه سر و کار دارند نتایج این تحقیقات را روزنه کوچکی از امید می‌دانند.
آنها معتقدند که اگر زمانی بتوان سرطانی که بدن انسان آن را ترمیم می‌کند از سرطان‌های لاعلاج تشخیص داد درمان این زنان بسیار ساده‌تر خواهد شد.
به اعتقاد این پزشکان وضع روحی فرد مبتلا عاملی مهم در مبارزه بدن با گسترش احتمالی سرطان است و اگر زن مبتلا بداند که عارضه او کشنده نیست و از جمله مواردی است که در طول زمان برطرف خواهد شد، مسلما با توان و روحیه بهتری می‌تواند با این بیماری مقابله کند.

/رادیو فردا

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۵, سه‌شنبه

چگونه در مقابل دیگران ، خودمان را به ظاهر روشنفکر و "Intellectual "جلوه بدهیم !


اموزش روشنفکری در 5 دقیقه :
اگر جوات هستيد، اگر قدرت تحليل شما در حد پت و مت است ، اگر فرق اگزیستانسیاليسم و هويج را نمي دانيد، نگران نباشيد.
بسته هاي " آموزش روشنفكري در 5 دقيقه " به بازارآمد!
اولين اصل، يادگرفتن تعدادي لغت پرملاته! هرچی بيشتر بدونيد بهتره اما اگر مغزتون زياد كشش نداره همين چهارتا رو حفظ كنيد: سيناپس ، پارادايم، نوستالژيك و ديالكتيك .معني اش زياد مهم نيست فقط كافيه هر چند جمله در ميون مقداري از اين كلمات- به ميزان دلخواه- بكار ببريد البته موظب باشيد دز آن را زياد بالا نبريد كه تابلو مي شود!
ريش پرفسوري گرچه اپيدمي شده ولي هنوز هم جواب مي ده! ريش پروفسوري مي تونه يك كارگر افغان رو به يك شهروند فرهيخته تبديل كنه!
غر بزنيد! غر زدن يكي از اركان مهم و شايد مهمترين ركن روشنفكري باشه. به هر چيزي كه فكرتون مي رسه غر بزنيد مهم نيست به چي فقط غر بزنيد مثال:
اگر بارون نمياد از بارونهاي لندن تعريف كنيد و بر پدر مملكت بي آب و علفمون لعنت بفرستيد!
اگر بارون مياد از هواي صاف و آفتابي تگزاس تعريف كنيد و بگيد :" تف به اين مملكت گل وشل"!
مدام از پيشرفت خارج تعريف كنيد! طوري كه انگار 80 سال توي لس آنجلس زندگي كرده ايد .مثلاً بگيد اونجا نون بربري تو بسته بندي هاي استريل عرضه ميشه!
كراوات خيلي مهمه حتي اگه مي خواهيد تا سبزي فروشي سركوچه برويد كراوات بزنيد. حتي اگر مي خواهيد با پيژامه برويد باز كراوات را بزنيد! براي اينكه در ذهنتان ملكه شود مي توانيد شبها با كراوات بخوابيد!
اگر در مهماني خواستيد دستشويي برويد و آنجا دستشويي فرنگي نداشتند به شدت از صاحبخانه گلايه كنيد و خودتان را ناراحت نشان دهيد.
پيتزا ديگه دمده شده، سعي كنيد اسم غذا هايي رو حفظ كنيد كه بقيه حتي نمي تونند تلفظش كنند.
مثال: فوندي بورگينيون، تاوزند آيلند و...البته اگر توي رستوران بوديد قبل از به زبان آوردن اين كلمات ابتدا دستتون رو داخل جيبتون كنيد ويك چرخ بدهيد اگر به چيزي برخورد نكرد احساس تشنگي كنيد ويك ليوان آب سرد سفارش بدهيد!
داشتن يك وبلاگ ضروريه . البته اگر هنوز فرق بين كيس و مانيتور رو نمي دونيد برويد به پاراگراف بعدي!
قالب وبلاگ بايد حتماً سياه باشه. سياه نمادي است از خفقان ژرفناي دروني و فريادي از فراسوي فراخناي تاريكي هاي ظلمانی! اسم وبلاگ هم بايد يكي از اين ها باشد: فرياد بي صدا، اسير حجم خلوت بي كسي، غريب غروب غربت غارغار! براي مطالب توش هم ميتونيد يك كتاب از احمد شاملو بگذاريد بغل دستتون و هر هفته يه صفحه ازش رو تايپ كنيد بريزيد تو حلق وبلاگ!
از زمان قدیم خيلي تعريف كنيد. مخصوصاً بگيد اون موقع همه چيز خيلي ارزون بوده مثلاً تويوتا كمري 3 قرون بوده! البته سعي كنيد به مغزتون يه مقدار بيشتر فشار بياوريد و مثال بهتري بزنيد.
سعي كنيد عينكي شويد. عينك سمبل مطالعه ي زياده ! اگر حوصله مطالعه نداريد يك روش سريعتر هم وجود داره: 2 دقيقه به جوشكاري با دقت نگاه كنيد!
اگر كانديداي مورد نظر شما راي آورد، دمكراسي را مثل عقد دخترعمو پسرعمو عهدي آسماني بدانيد.
اگر كانديداي مورد نظر شما راي نياورد بگوييد: ملت شعورشون همينقدره! حقشونه بيسوادها!
ترانه هاي خارجي گوش بدهيد. هرچي غير مجاز تر باشه بهتره! اگر نانسي گوش ميديد نشون ميده كه تمام مراحل روشنفكري رو با موفقيت پشت سر گذاشته ايد!
وقتي در مورد رئيس جمهور هاي خارجي صحبت مي كنيد بگوييد: " آقاي بوش" يا " پرزيدنت بوش"
يك سگ بخريد. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثير زيادي در ارتقاي سطح روشنفكري داره!
اگر دختر هستيد بايد مانتوي شما تنگ باشد! تنگ تر از بقيه ! خيلي تنگ! اونقدر كه موقع غذا خوردن مجبور شويد دكمه هاي جلوي آن را به صورت موج مكزيكي به ترتيب باز و بسته كنيد تا لقمه پايين برود!
و بلا خره مانيفست روشنفكري ...
كتاب هاي فروغ فرخزاد، صادق هدايت ، سروش و گوگوش كتب اربعه ي روشنفكران محسوب مي شوند.
حالا خيلي به آخري گير نديد ، بيشتر با سي دي حال مي كنه!
from : JAVAD / ROZANEH

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

اهمیت عشق در روابط


اهمیت عشق در رابطه را نمی توان نادیده گرفت. همه ما در یک زمانهایی بدون توجه به شایعاتی که ممکن است دوروبرمان باشد، به عشق واکنش می دهیم.
در عشق های زندگی واقعی، درک دقیق پالس عشقی که طرفتان به آن واکنش مثبت می دهد بسیار دشوار است. اساساً چند شاخص وجود دارد که به شما کمک میکند سمت و سوی مقاصد عشقیتان را تعیین کنید.
در همه روابط عشقی، مزایای رمانتیک بودن شما بسیار بیشتر از دلیل رمانتیک بودنتان است. البته هر دو آنها مهم هستند اما این عمل است که بیشترین تاثیر را دارد. اشتباه است که بدون در نظر گرفتن احساسات فرد، درمورد عشق او و دلیل آن فکر کنید.
برای خیلی از افراد محکم و استوار بودن در عشق، یک پروسه طولانی و طاقت فرساست. همیشه به خودتان یادآوری کنید که مهم نیست الان با چه مشکلاتی درگیر هستید، اگر بدانید که با ایده های عاشقانه و رمانتیک کشمکش دارید، نتیجه و پاداشی که آخر کار نصیبتان می شود به مشکلات آن می ارزد.
در همه تلاشهای ابتدایی در راه عشق، همیشه احتمال شکست وجود دارد. هیچوقت نباید در تجربه های اولیه خود انتظار موفقیت داشته باشید. همه ما انسانیم و جایزالخطاء. اشتباه کردن حق ماست. عشق مثل هنرهای رزمی نیست که استادان واقعی داشته باشد. در دنیای واقعی، هیچکس نمی تواند ادعای استادی در عشق داشته باشد. همه افراد در بازی عشق نوزاد تازه متولد شده هستند و درست مثل هر چیز دیگری، در این مورد هم کسب مهارت مستلزم زمان و تمرین است.
عشق راهی بسیار عالی برای بازگرداندن شور و اشتیاق به هر رابطه ای است. واقعاً غیرممکن است که آن احساس پرشور ملاقات های اول را تا پایان عمر نگه دارید اما می توان با عشق تا هر زمان که بخواهید آن شور و اشتیاق را زنده نگه دارید. حفظ شور و عشق در رابطه، خوشبختی ابدی را تضمین می کند.
یادتان باشد که تنها راه داشتن یک رابطه خوب با عشق این است که 100% خود را فدا کنید. اگر باورتان این است که شما و طرفتان باید 50% از خودتان را تقدیم دیگری کنید، هنوز خیلی مانده تا به عشق برسید. عشق در رابطه همه تلاش فرد را می طلبد.
تصور کنید که طرفتان یک ربات یا کلیشه نیست. همه افکار منفی سابق را دور بریزید. طرفتان را یک موجود استثنایی ببینید که باعث شده همه شور و عشق شما به طرفش کشیده شود. انتظارات و تصورات قبلی را فراموش کنید. هرگونه کلیشه یا انتظار غیرواقعی را از روند فکریتان بیرون کرده و یا فکر و دلی پاک و خالص با طرفتان روبه رو شوید.
باور داشته باشید که تغییر برای ساختن یک رابطه به وجود می آید اما نه یک شبه. همیشه گفته می شود که تنها چیز ثابت در زندگی تغییر است. تغییر زمان می برد و می تواند برای خیلی ها دشوار باشد اما مطمئن باشید که به دست می آید. باید از روند کند آن لذت ببرید. اگر از تغییر احساس ناراحتی می کنید، سعی کنید در طولانی مدت خودتان را به آن عادت دهید.
/ربل من
تنظیم : وحید محمدی

صید ماهی 540 کیلو گرمی در دریای مازندران !



صيادان مازندراني فيل ماهي 540 كيلويي از درياي خزر صيد كردند .
صيادان اين ماهي 42 ساله را که بيش از 4 متر طول دارد ، از ابهاي ساحلي درياي خزر در بخش قاجارخيل ساري بيرون كشيدند .
مدير امور ماهيان خاوياري مازندران صيد ماهي با اين وزن را در 15 سال اخير بي سابقه دانست و گفت : صيادان از شکم اين فيل ماهي 70 کيلوگرم خاوياراستحصال کردند .
اسداللهي افزود : بابت صيد اين فيل ماهي ، 300 ميليون ريال ، به صيادان پرداخت شد .

20 قسمت از بدن انسان که دیگر مورد نیاز نیستند !




20 قسمت از بدن هست که بر اساس نظریه تکاملی داروین، باقی مانده از اعضا اجداد انسانهاست که در بدن انسان به صورت کوچک و بدون عملکرد باقی مانده است:


۱) ارگان ومرونازال vomeronasal organ : یا ارگان جاکوبسون که حفره ای است در پل های بینی دو سمت با گیرنده های شیمیایی که در انسان عملکردی ندارند. در جانوران پست تر وظیفه درک ماده شیمیایی فرومون رو بر عهده دارند
۲) عضلات خارجی گوش: ۳ عضله هستند که در بخش خارجی گوش واقع شده اند و در سایر حیوانات نظیر خرگوشها و سگها، وظیفه حرکت مستقلانه گوش از سر را بر عهده دارند. اما انسانها هنوز دارای آن هستند و توسط این عضلات است که بعضی از افراد می‌توانند گوششان را تکان دهند
۳) دندان عقل: در انسانهای اولیه که مقادیر زیادی از گیاهان رو جهت به دست آوردن انرژی مصرف می‌کردند داشتن یک جفت اضافه دندان آسیا در هر فک مفید به نظر می‌رسید اما در انسانهای امروزی که انواعی از غذاها را مصرف می‌کند، زیاد ضروری به نظر نمی‌آید
۴) دنده گردنی: حدود یک درصد از مردم یک جفت دنده اضافی در بالای دندهای خود (در بخش گردن) دارند که به نظر می‌رسد باقی‌مانده از اجداد خزنده ما باشد. این دنده می‌تواند در این افراد مشکلات عروقی یا عصبی ایجاد کند
۵) پلک سوم: در اکثر پرندگان و پستانداران یک لایه محافظ به عنوان پلک سوم بر روی چشمشان وجود دارد که وظیفه حفاظت از چشم و خروج شن ریزه و گرد و غبار را از چشم بر عهده دارد. باقی مانده این پلک در انسان به صورت یک چین نازک در گوشه داخلی چشم وجود دارد.
۶) تکمه یا نقطه داروین: اگر لبه خارجی لاله گوش خود رو لمس کنید به یک برجستگی بر‌می‌خورید که به نام دکمه داروین مشهور است. در حیواناتی نظیر خرگوش این تکمه در انتهای گوشها قرار دارد و وظیفه فوکوس صداهای دور را روی گوش بر عهده دارد.
۷) عضله زیر ترقوه: عضله کوچکی که در زیر شانه قرار دارد و از دنده اول به ترقوه کشیده شده است و در صورتی برای انسان مفید بود که هنوز بر روی ۴ پا راه می‌رفت. البته بعضی از مردم این عضله را ندارند و بعضی نیز یک جفت از آن را دارند.
۸) عضله پالماریس (خیاطه): عضله بلند و نازکی که از زانو به کمر کشیده شده و ۸۹ درصد مردم دارای این عضله هستند. این عضله در جانوران پست تر در آویزان شدن و بالا رفتن از درخت بسیار مهم است. جراحان معمولا این عضله رو در جراحی های ترمیمی عضلات برداشته و از آن استفاده می‌کنند.
۹) نوک پستا‌ن در مردان: مجاری شیری قبل از اینکه هورمون جنسی مردانه (تستوسترون) در جنین باعث ایجاد صفات مربوط به جنس مذکر بشود به وجود می‌آیند. مردان دارای بافت پستا‌نی هستند اما عملا استفاده‌ای از آنها نمی‌کنند.
۱۰) عضلات صاف کننده مو: در بسیاری از جانوران این عضلات که در قاعده موهای بدن واقع شده اند وظیفه سیخ کردن موهای جانور را در هنگام بروز خطر دارند تا جانور بتواند از آن به عنوان ترساندن مهاجم استفاده کند.
۱۱) زائده آپاندیس: یک لوله عضلانی باریک در روده بزرگ که در به نظر می‌رسد باقی مانده بخش از روده جانوران باشد که وظیفه هضم سلولز غذا (گیاهان) را بر عهده داشته باشد. اما در انسان بیشتر حاوی گلبول های سفید و غدد لنفاوی است.
۱۲) موهای بدن: ابروها در جلوگیری از ورود عرق به چشم ها و موها در آقایان در انتخاب جنس‌ی نقش دارند. اما به نظر می‌رسد اکثر موها در بدن نقش موثری را ایفا نمی‌کنند
۱۳) دنده سیزدهم: در شامپانزه ها و گوریل ها ۱۳ جفت دنده وجود دارد در حالی که در انسانها ۱۲ جفت. اما ۸ درصد از مردم دارای جفت دنده سیزدهم هستند که به نظر نمی‌رسد عملکردی را در آنها ایفا کند
۱۴) عضله کف پایی: به نظر می‌رسد در جانوران پست تر وظیفه چنگ شدن و قلاب شدن پاها به شاخه ها را بر عهده داشته است . اما در انسان به نظر می‌رسد فقط کمی کف پا را به پایین خم می‌کند. در ۹ درصد مردم این عضله وجود ندارد
۱۵) رحم مردانه: باقی مانده از ارگان تناسلی زنانه که از غده پروستات مرد آویزان است
۱۶) انگشت پنجم پا: در پریماتها و پستانداران پست تر انگشتان پا وظیفه چنگ زدن و آویزان شدن از شاخه ها را بر عهده داشته اند.. اما انسانها احتیاج به انگشتان بزرگ پا دارند تا بتواندد با آنها ایستاده راه رفته و تعادل خود را حفظ کنند. لذا به نظر می‌رسد انگشت پنجم یا کوچکترین انگشت پا نقش اصلی در این مورد ایفا نکند.
۱۷) وازدفران (لوله منی) زنان: ارگان تکامل نیافته مردانه که انتهای در کنار تخمدانها قرار دارد. فاقد عملکرد است
۱۸) عضله هرمی (پیرامیدال) : حدود ۲۰ درصد افراد این عضله مثلثی، کوچک و شبیه کیسه را که در استخوان شرمگاهی (پوبیس) است ندارند. به نظر می‌رسد این عضله باقی مانده‌ای از کیسه در جانوران کیسه دار باشد.
۱۹) استخوان دنبالچه (کوکسیس): مجموعه چند مهره به هم جوش خورده کوچک که درا نتهای ستون مهره ها واقع شده و در پستانداران دیگر وظیفه حفظ تعادل و ارتباط را بر عهده دارد. اما در انسان نقشی را بر عهده ندارد.
۲۰) سینوسهای اطراف بینی: به نظر می‌رسد در انسانها نخستین این سینوسها سرشار از مخاط بویایی بوده تا به این ترتیب حس بویایی آنها را تقویت کرده و آنها را از خطرات حفظ کند. اما نقش انها در انسان امروزی به شکل دهی به صورت، گرم کردن هوای ورودی به ریه ها و سبکتر شدن سر کمک می‌کند. التهاب این سینوسها باعث سینوزیت می‌شود.

from : Peyman Molaei

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۳, یکشنبه

بزرگترین هتل جهان با نام اتلانتیس در دوبی گشایش یافت

از پريچهر فرزام 22/11/2008
اين هتل مجلل و پر زرق و برق که آتلانتيس نام دارد، در جزيره نخل بنا شده است. آتلانتيس نام جزيره ای ذکر شده در برخی اساطير و نيز در آثار افلاطون است که گفته ميشود در ميان اقيانوس آتلانتيک قرار داشته و چندين هزاره پيش در اثر زلزله به قعر آبها فرو رفته است. دوبی در دهه های اخير يکی از بزرگ ترين و جذاب ترين مراکز جلب جهانگردان خارجی بوده است. امير نشينی که يکی از هفت امير نشين امارات متحده عربی، پنجمين صادر کننده نفت جهان است.در مراسم گشايش اين هتل در جزيره ای که خود شکل نخل دارد، سُل کرزنر رئيس شرکت بين المللی سُل کرزنر* بر اين عقيده بود که آتلانتيس بايد در يک جزيره بنا ميشد زيرا آتلانتيس در باره اقيانوس است. آتلانتيس در باره ماهی است، در باره افسانه آتلانتيس است و بنا کردن چنين هتلی در اين جزيره يک کار ايده ال است. وی بر اين باور است که هر چند بنظر نميرسد اکنون زمان مناسبی برای افتتاح يک هتل يک ميليارد و پانصد ميليون دلاری باشد، با اين همه دوبی همچنان با آفتاب درخشان و سرمايه گزاری های کلان، يکی از جذاب ترين مراکز جلب جهانگردان خارجی خواهد بود.در حالی که روند بازار پر رونق مستغلات در دوبی با توجه به بحران اقتصادی در جهان آرام تر شده است، مدارک بدست آمده توسط خبرگزاری رويترز نشان ميدهد که در صد اشغال اطاق های هتل آتلانتيس بين روز نوزدهم تا بيست و پنجم ماه جاری ميلادی – ماه نوامبر - از حدود ۲۰ در صد به ۸۱ در صد افزايش يافته است.
VOA Persian/

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه

مشکلات و مسائل مجرد بودن


مجرد بودن برای هر کدام از ما معنا و مفهوم متفاوتی دارد. برای بعضی از آدمها، مجرد بودن شیوه زندگی شان است. اما برای اکثریت ما، مجرد بودن جنگی مداوم با خوشبینی است. می‌گویند امید از درون انسان سرچشمه می‌گیرد. ما طوری ساخته نشده ایم که زندگی خود را به تنهایی سپری کنیم. برای زاهد تارک دنیا این می‌تواند نوعی عبادت به حساب آید اما برای ما برابر با مرگ و فناست.
مجرد بودن چندان ساده نیست. اول از همه به این معناست که وظیفه کل تصمیم گیری هایمان در زندگی بر عهده خودمان است. نمی توانیم برای تصمیم گیری با کسی مشورت کنیم چون هیچکس اینقدر به ما نزدیک نیست که از او کمک بگیریم. ممکن است به دوستانمان اعتماد کنیم اما حتی نزدیک ترین دوستانمان هم قادر نخواهند بود جای همسرمان را برایمان پرکنند. به همین علت فقط به خودمان بستگی دارد که هر روز چه کاری انجام دهیم، سر کار برویم یا نه، شام چه بخوریم، آخر هفته را با دوستانمان به گردش برویم یا نه یا با چه کسانی حشر و نشر کنیم.
وقتی عصرها از سر کار به خانه برمی گردیم، کسی نیست که منتظرمان باشد و به ما خوشامد بگوید. مجبوریم شام را به تنهایی آماده کنیم، دوش بگیریم، و زندگیمان را در خلوت خود، و گاهی در کنار دوستان یا سر کار بگذرانیم. یکی از بزرگترین مشکلات مجرد بودن این است که نمی توانیم افکارمان را آن زمان که نیاز داریم با کسی مطرح کنیم. ممکن است بتوانیم اینکار را در جمع دوستان و آشنایان تاحدودی انجام دهیم، اما این کمتر از آن درک و دلسوزی است که همسرمان می‌تواند به ما داشته باشد.
همه دوست داریم تا بتوانیم با همسرمان بحث کنیم، با او حرف بزنیم، با او فکر کنیم و برای آینده نقشه بکشیم. اما وقتی مجرد باشیم از همه اینها محروم خواهیم ماند. ممکن است قرارملاقات ها و روابط عاشقانه تاحدی این خلاء را پر کند اما همه اینها موقتی است و ما هنوز تنها خواهیم ماند. یک برنامه تلویزیونی هست که دوست داریم در موردش با کسی حرف بزنیم اما فقط می‌توانیم فردا صبح آن را در محل کار با همکاران مطرح کنیم. مشکل یا بیماری خاصی داریم که دوست داریم کسی از آن باخبر شود، اما به چه کسی می‌توانیم آن را بگوییم؟ دوستان و خانواده هرکدام نقشی در زندگی ما خواهند داشت اما هیچکدام قادر به پر کردن این تنهایی مجرد بودن نیستند.
غذا پختن برای یک نفر هم مشکلات خاص خود را دارد و تجربه وحشتناکی است. پختن یک غذای خوشمزه و درست حسابی چه لذتی دارد وقتی کسی نیست که آنرا با او صرف کنید؟ آپارتمانتان نیاز به وسایل جدید دارد اما کسی نیست که با او در این زمینه مشورت کرده و تصمیم بگیرید. و البته مسئله نیاز جنسی که از همه اینها جدی تر و مهمتر به نظر می‌رسد.
روابط نزدیک مستلزم همراهی، درک متقابل، همدلی، دوستی، و البته عشق است. اما ما باید این خلاء درونی را به تنهایی پر کنیم. وقتی جوانتر هستیم با مسائل مختلفی سروکار داریم که از اهمیت این مشکل می‌کاهد اما هرچه سنمان بالاتر میرود، می‌فهمیم که دیدن عجایب جهان به تنهایی واقعاً خالی از لذت است.
مجرد ماندن در جامعه ما که همه را به ازدواج تشویق و ترغیب می‌کند و تمرکز افراد روی آن است، جلب توجه می‌کند. چرا باید مجبور شویم در هتل پول اتاق دوتخته را بدهیم وقتی یکی از تخت ها بلااستفاده می‌ماند؟ وقتی با دوستان متاهل خود بیرون می‌رویم هم این احساس تنهایی را بیشتر حس خواهیم کرد. معمولاً به مهمانی های شبانه دعوت نمی شویم چون کسی را نداریم که در آنجا همراهیمان کند و گاهی هم مجبور می‌شویم با کسی که دوستانمان سعی کرده اند با ما جفت کنند و هیچ علاقه ای به او نداریم همراهی کنیم.
جامعه بزرگسال ایران تقریباً %33 مجرد است و این میزانی قابل توجه است. بعلاوه در بسیاری از مناطق صنعتی، افراد مجرد یک بازار کار تازه به حساب می‌آیند. وقتی ما آخر هفته به گردش می‌رویم، زوج های بسیاری را می‌بینیم و متعجب می‌شویم که چه چیز آنها ر ا به سمت هم کشیده است درحالیکه ما سراپا جواهرهایی هستیم که کسی تابه حال موفق به کشف آن نشده است.
از اینرو، مجرد بودن به معنای خوشبین بودن است. یعنی در مواجهه با مشکلات و بدبختی های زندگی باز هم مثبت بیندیشیم. این مشکلات و بدبختی ها خود را در افکاری نشان می‌دهند که در پس ذهن شما زمزمه میکند، "چی می‌شد اگر...." چی می‌شد اگر فردا با یکنفر روبه رو می‌شدم، چی می‌شد اگر که زندگیمان را به تنهایی سپری می‌کردیم و دیگر به هیچکس روبه رو نمی شدیم، چی می‌شد اگر هیچوقت عاشق نمی شدیم، چی می‌شد اگر هیچکس به ماعلاقه مند نشود، چی می‌شد اگر قرار باشد تا آخر عمر مجرد بمانیم و ....و این آن زمزمه هایی است که سعی میکنیم هر روز آنها را خاموش کنیم و خوشبین باقی بمانیم.
خوش بینی از این دانش کلی نشات می‌گیرد که اکثر ما بالاخره با کسی مواجه میشویم، و مرد یا زن ایدآل زندگیمان را پیدا میکنیم. اما هرچه سنمان بالاتر می‌رود، نگرانیمان هم بیشتر می‌شود و کم کم می‌ترسیم. اگر قرار است که با همسر ایدآلمان روبه رو شویم، اینکار باید قبل از اینکه خیلی از سنمان بگذرد اتفاق بیفتد. دوست داریم این اتفاق وقتی بیفتد که ما در عنفوان جوانی هستیم. و هرچه چین و چروک های دور چشممان بیشتر می‌شود، می‌فهمیم که داریم پیر می‌شویم. اما هنوز مجرد مانده ایم.
مجرد ماندن تاحدی مثل یک پیروزی می‌ماند، به این معنی است که ما از مشکلاتی که از قرار گذاشتن با این و آن ناشی می‌شود، انتخاب های نادرست، و تنهایی در یک رابطه بد خودمان را دور نگه داشته ایم. این یعنی ما هنوز می‌توانیم خودمان انتخاب کنیم و سمت و سوی خودمان را حفظ کنیم. اختیار سرنوشتمان دست خودمان است. اما با همه این حرفها ما را از پا درمی آورد. پذیرفتن آن سخت است اما اکثریت ما دوست نداریم که مجرد بمانیم. یعنی درواقع از مجرد ماندن تنفر داریم.
ما از مجرد ماندن متنفریم چون نمی توانیم چیزی را با کسی شریک شویم. نمیتوانیم تصویر زیبایی را از یک زندگی خوشبخت با همسر ایدآل را از ذهنمان پاک کنیم. دوست داریم که برای کسی وقت بگذاریم و کسی را خوشحال کنیم. دوست داریم دوست بداریم، و می‌خواهیم این فرصت را به ما بدهند که عاشق شویم. ما آماده ایم اما این اجازه را به ما نمی دهند. مجرد ماندن حس نیاز درونی ما را به بخشیدن و فدا کردن بیشتر کرده و ناکامی ما را نیز بیشتر جلوه می‌دهد.
مجرد بودن همیشه به معنای هر شب مهمانی رفتن، رابطه های نامحدود، نداشتن مسئولیت، و زندگی بی خیال 25 سالگی نیست. در مجرد بودن مسئله انتخاب نیست، مسئله محیط است. همیشه فکر می‌کنیم که اگر اینجا نبودیم و چنین زندگی نداشتیم، مطمئناً مجرد نمانده بودیم.
با قرار گذاشتن با افراد جدید سعی می‌کنیم این امید را در درونمان زنده نگه داریم. می‌فهمیم که نوری در انتهای این تونل به چشم می‌خورد. و چون آخرین خواستگارمان آنی نیست که ما می‌خواهیم، پس این یعنی راهمان را درست انتخاب کرده ایم. این راهی است که خیلی از ما با تجرد خود کنار می‌آیند. ما هر کاری می‌کنیم تا امیدها و آرزوهایمان را زنده نگه داریم. خودمان را متقاعد می‌کنیم که مجرد ماندن انتخاب ما بوده است و منتظر هستیم تا با فرد ایدآل خود روبه رو شویم. این واقعیت دارد، این دقیقاً همان کاری است که انجام می‌دهیم. اما این زمزمه ها ادامه می‌یابد، ساعت جسممان بلندتر تیک و تاک می‌کند، موهایمان کم پشت تر میشود، اما می‌دانیم که آخر به هدفمان می‌رسیم. هنوز امیدواریم که برسیم.
مجرد بودن یعنی زندگی کردن با حس ناکامی و ناامیدی که افراد کمی می‌توانند جفت خوبی برای ما باشند. ما پاسخ سؤالاتی مثل اینکه چرا تنها هستیم را نمی دانیم. حتی گاهی اوقات از خودمان می‌پرسیم که چرا من؟ پرا من باید تنها بمانم؟ این آن چیزی نبوده که ما برای آینده مان درنظر گرفته بودیم. اما چرا این اتفاق افتاده است؟ کجای کار اشتباه بوده است؟ آن دخترها یا پسرهای خوب و خوشگل کجا رفته اند؟ شاید چنین کسانی اصلاً وجود نداشته اند و همه این مدت ما خودمان را گول می‌زدیم. اما بعد بعضی از دوستانمان به ذهنمان می‌آیند که روابطی بسیار عالی دارند. و به این ترتیب بیشتر خودمان را زیر سؤال می‌بریم. حتی قضاوت و انتخابمان را هم زیر سؤال می‌بریم و با خود می‌گوییم که شاید فرصت های خوب را برای داشتن یک رابطه ایدآل از دست داده ایم. شاید خیلی وسواسی عمل کرده ایم؟ شاید همه تقصیرها گردن خودمان بوده است. اما مطمئناً اینطور نیست.
وقتی تعطیلات و مناسبت های سالانه، عید، ولنتاین، کریسمس و ... پیش می‌آید تازه می‌فهمیم که مجرد بودن چه طعم تلخی دارد. اما هر سال هنوز این امید را داریم که تا آخر آن سال از تجرد خارج شده و نامزد کنیم.
افراد متاهل همیشه تصور می‌کنند که مرغ همسایه غاز است. افرادی که روابط زناشویی خوبی ندارند همیشه در حسرت آزادی دوران تجرد هستند. آنها از مشکلات و نابسامانی های مجردی بودن آگاهی ندارند و فکر می‌کنند اگر مجرد بودند وضعیت بهتری داشتند. شاید هم حق با آنها باشد. اما آنچه که اهمیت دارد این است که در انتخاب خود نه باید تعجیل کنیم و نه تعلل. اگر بدانیم که از زندگی چه می‌خواهیم و برای ازدواج با فکر باز و منطق خوب تصمیم بگیریم هیچوقت از کار خود پشیمان نخواهیم شد.
منبع : خانواده ما

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۲۹, چهارشنبه

فریبکار !


دو پيرمرد كه يكي از آنها قدبلند و قوي هيكل و ديگري قدخميده و ناتوان بود و بر عصاي خود تكيه داده بود، نزد قاضي به شكايت از يكديگر آمدند.
اولي گفت : به مقدار 10 قطعه طلا به اين شخص قرض دادم تا در وقت امكان به من برگرداند و اكنون توانايي ادا كردن بدهكاريش را دارد ولي تاخير مي اندازد و اينك مي گويد گمان مي كنم طلب تو را داده ام. حضرت قاضي! از شما تقاضا دارم وي را سوگند بده كه آيا بدهكاري خودش را داده است، يا خير. چنانچه قسم ياد كرد كه من ديگر حرفي ندارم.
دومي گفت: من اقرار مي كنم كه ده قطعه طلا از وي قرض نموده ام ولي بدهكاري را ادا كردم و براي قسم ياد كردن، آماده هستم.
قاضي: دست راست خود را بلند كن و قسم ياد كن.
پيرمرد: يك دست كه سهل است، هر دو دست را بلند مي كنم.
سپس عصا را به مرد مدعي داد و هر دو دستش را بلند كرد و گفت: به خدا قسم كه من قطعات طلا را به اين شخص دادم و اگر بار ديگر از من مطالبه كند، از روي فراموشكاري و ناآگاهي است.
قاضي به طلبكار گفت: اكنون چه مي گويي؟ او در جواب گفت: من مي دانم كه اين شخص قسم دروغ ياد نمي كند، شايد من فراموش كرده باشم، اميدوارم حقيقت آشكار شود.
قاضي به آن دو نفر اجازه مرخصي داد، پيرمرد عصاي خود را از ديگري گرفت. در اين موقع قاضي به فكر فرو رفت و بي درنگ هر دوي آنها را صدا زد. قاضي عصا را گرفت و با كنجكاوي ديواره آن را نگاه كرد و ديواره اش را تراشيد، ناگاه ديد كه ده قطعه طلا در ميان عصا جاسازي شده است. به طلبكار گفت: بدهكار وقتي كه عصا را به دست تو داد، حيله كرد كه قسم دروغ نخورد ولي من از او زيرك تر هستم.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۲۸, سه‌شنبه

یاد دوران دبستان !






اولین روز دبستان بازگرد..... کودکیها شاد و خندان بازگرد
بازگرد ای خاطرات کودکی..... بر سوار اسب های چوبکی
خاطرات کودکی زیبا ترند..... یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود..... آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس..... روبه مکار و دزد چاپلوس
کاکلی گنجشککی باهوش بود..... فیل نادانی برایش موش بود
روز مهمانی کوکب خانم است..... سفره پر از بوی نان گندم است
با وجود سوز و سرمای شدید..... ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم..... ما پر از تصمیم کبرا می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم..... یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت..... دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود..... برگ دفترهامان به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ..... خش خش جاروی بابا روی برگ
همکلاسی های من یادم کنید..... باز هم در کوچه فریادم کنید
همکلاسی های درس و رنج و کار..... بچه های جامه های وصله دار
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود..... جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد باز کوچک میشدیم..... لااقل یک روز کودک میشدیم
یاد ان آموزگار ساده پوش..... یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام و هم یادت به خیر..... یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من..... باز گرد این مشق ها را خط بزن"
شعر از : محمد علی جهرمی

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۲۷, دوشنبه

سن زمين - سن انسان


فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم.
در اينصورت كره زمين مانند فردی 46 ساله خواهد بود که هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره‌ي سال‌هاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده‌اي داريم.
اما اين را مي‌دانيم كه در سن 42 سالگي، گياهان و جنگل‌ها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده‌اند. اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود.
يعني زمين آن‌ها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد. و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت.
انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است.
بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي‌گذرد و حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره‌ي 46 ساله آورده است. او طي 40 ثانيه بيولوژيكي، از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است او خودش را به نسبت‌هاي سرسام‌آوري زياد كرده، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است.
سوخت‌هاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است و الان مثل كودكي معصوم و بي تقصير! ايستاده و به اين حمله‌ي برق آسا نگاه مي‌كند.
(و آنوقت خود را اشرف مخلوقات و نماینده برحق خدا بر روی زمین هم میداند!) همان خدا به او رحم کند انشاءالّه !

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۲۶, یکشنبه

خطای دید : ایا این طرح ها متحرکند یا ثابت ؟!





توجه فرمائید که هیچ یک از این طرح ها با استفاده از ANIMATION ساخته نشده اند و فقط خطای دید باعث میگردد که متحرک به نظر بیایند. لطفا برای واضح دیدن تصاویر و مشاهده بهتر حرکت انها ، بر روی هر یک از انها کلیک کنید.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۲۵, شنبه

به سلامتی !


به سلامتیِ درخت ! نه به خاطرِ ميوه‌ش،بلکه به خاطرِ سايه ا‌ش.
به سلامتیِ ديوار ! نه به خاطرِ بلنديش ، واسه اينکه هيچ‌وقت پشتِ آدم رو خالی نمي‌کنه.
به سلامتیِ دريا ! نه به خاطرِ بزرگيش ، واسه يک ‌رنگيش.
به سلامتیِ سايه ! که هيچ‌وقت آدم رو تنها نمي گ‌ذاره.
به سلامتیِ پرچم ايران ! که سه‌رنگه.
به سلامتی تخم‌مرغ ! که دورنگه.
به سلامتی رفيق ! که يه‌رنگه.
به سلامتیِ همه اونايی که دوستشون داريم و نمي‌دونن ،یا اینکه دوسمون دارن و نمي‌دونيم.
به سلامتیِ نهنگ ! که گنده‌لات درياست.
به سلامتیِ ز نجير! نه به خاطر اين‌که درازه ، بلکه به خاطر اين‌که به هم پيوستس.
به سلامتیِ خيار ! نه به خاطر «خ» اش ، فقط به خاطر «يار»ش.
به سلامتیِ شلغم ! نه به خاطر «شل» اش ، بلکه به خاطر «غم»ش.
به سلامتیِ کرم خاکی ! نه به خاطر کرم‌بودنش، بلکه به خاطر خاکی‌بودنش.
به سلامتیِ پل عابر پياده ! که هم مردا از روش رد مي‌شن هم نامردا !
به سلامتيِ برف ! که هم روش سفيده هم توش !
به سلامتيِ رودخونه ! که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچيکو دارن.
به سلامتيِ گاو ! که نمي‌گه "من" ، بلکه مي‌گه "ما".
به سلامتيِ دريا ! که ماهی گنديده‌ها شو دور نمی‌ريزه.
به سلامتیِ اونی که هميشه راستشو مي‌گه.
به سلامتیِ سنگ بزرگ دريا ! که سنگای ديگه رو می‌گيره دورش.
به سلامتیِ بيل ! که هرچه ‌قدر بره تو خاک ، بازم خاکی تر می‌شه.
به سلامتیِ دريا ! که قربونياشو پس مي‌آره.
به سلامتیِ تابلوی ورود ممنوع ! که يه ‌تنه يه اتوبان رو حريفه.
به سلامتیِ عقرب ! که به ذلت تن نمی‌ده (اخه میگن عقرب وقتی تو آتیش می‌ره و دورش همش آتيشه ، با نيشش خودش رو مي‌کُشه که کسی ناله‌هاشو نشنوه)
به سلامتیِ سرنوشت ! که نمي‌شه اونو از سر نوشت.
به سلامتیِ سيم خاردار ! که پشت و رو نداره.

اطلاعات جالبی در مورد تاریخچه و علت نام گذاری بعضی از محله های تهران













شاید هر روز نام چند محله تهران را بشنویم بی آنکه بدانیم چرا به این نامها معروف شده اند. با استفاده از منابعی چون کتاب اول و ویکی پدیا و دیگر منابع در وب اطلاعاتی درباره نام برخی محله‌های تهران اطلاعاتی گرداوری شده که در ادامه می خوانید.
سید خندان : سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی‌های او زبانزده مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.
فرمانیه : در گذشته املاک زمینهای این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.
فرحزاد : این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.
شهرک غرب : دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.
آجودانیه : آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.
اقدسیه : نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.
جماران : زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگ‌های بزرگ به دست می آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، یعنی محل بدست آمدن جمر نامیده‌اند
پل رومی : پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عده‌ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است‌.
جوادیه : بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.
داودیه (بین میرداماد و ظفر) : میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش‌، میرزا داودخان‌، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت‌.
درکه : اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است دانسته اند.
دزاشیب (در نزدیکی تجریش) : روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند.
زرگنده : احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.
قلهک : کلمه قلهک از دو کلمه "قله‌" و "ک‌" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله‌، مخفف کلات به معنای قلعه است‌. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه‌های لشگرک‌، ونک و شمیران بوده است‌، به آن( قله- هک) گفته شده است‌.
کامرانیه : زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان‌، وزیر امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه‌، با خرید زمین‌های حصاربوعلی‌، جماران و نیاوران‌، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین‌ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.
محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک) :در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محمودیه نامید.
نیاوران : نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت‌) ؛"ور" (صاحب‌) و "ان‌" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت‌.
ونک : نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می‌شود.
یوسف آباد : منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.
پل چوبی : قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست‌، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.
شمیران : نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که‌ یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.
گیشا : نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کی نژاد و شاپوری) میباشد.
منیریه (در جنوب ولیعصر) : منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران‌میرزا، یکی از صاحب‌منصبان قاجار، به نام منیر گرفته شده‌است.
منبع : Kamal Parham

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۲۴, جمعه

تکنیکی برای تولید الماس از تکیلا


دانشمندان مکزیکی می گویند شیوه ای برای تولید الماس مصنوعی از تکیلا، که مشروب محبوب این کشور است، پیدا کرده اند.
این اکتشاف خارق العاده توسط فیزیکدانان "دانشگاه مستقل ملی" مکزیک انجام شده است و می تواند کاربردهای متعدد صنعتی داشته باشد.
با این حال کریستال های الماس که به این ترتیب به دست آمده باشد ریزتر از آن است که بتوان از آن برای ساخت جواهرآلات استفاده کرد.
مکزیک سالانه صدها میلیون لیتر تکیلا تولید می کند و فروش سالانه آن فقط به آمریکا حدود 500 میلیون دلار است.
میگل آپاتیکا سرپرست تیم دانشمندان نحوه انجام آن را برای بی بی سی توضیح داد:
"پیش از هر چیز مایع تکیلا را با استفاده از حرارت زیاد بخار می کنیم. ملکول های گاز سپس به ذرات کوچک تجزیه می شوند. بعد دما را باز هم بالاتر می بریم - یعنی به حدود 800 درجه سانتیگراد می رسانیم."
او افزود: "نتیجه نهایی این است که اتم های کربنی به دست می آوریم که بعد نشست کرده و یک ورقه نازک الماس تشکیل می دهند."
این کریستال های مصنوعی الماس تنها با میکروسکوپ الکترونیکی قابل رؤیت هستنتد.
هرچند نمی توان از آنها برای ساخت جواهرآلات استفاده کرد اما کاربردهای عملی متعددی دارند.
می توان برای ساخت تراشه های کامپیوتری از آنها به جای سیلیکون استفاده کرد. کاربرد دیگر آن این است که می تواند یک ابزار ظریف برش در عمل های پزشکی باشد.
یکی از مزایای ساختن ورقه الماس از تکیلا این است که به نهایت ارزان تمام می شود.
دانشمندان دریافتند که حتی ارزان ترین نوع تکیلا - بطری 3 دلاری آن - نیز برای ساختن الماس کافی است.

BBC Persian